هیچستان!

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

آموختم که زندگی سه وضعیت دارد که انسان آنها را با یکدیگر معاوضه می کند!
((بودن))،
((شدن))
و ((داشتن))!!
خوب که می نگرم بسیاری و شاید قریب به اتفاق ((بودن)) هایم را صرف ((شدن)) و ((داشتن)) کرده ام!
خوب چشیده ام که اگر که سهم ((جان)) را به موقع ندهم انتقام سختی از ((جسم)) خواهد کشید!
امروز تمام تلاشم را برای لذت بردن از ((بودن)) کردم!
سخت است ذهنی که مانند کامپیوتری که سال‌هاست خاموش نشده است را برای دقایقی به هیچستان ببری!
یکی دو هفته است با تمرین‌هایی تلاش می‌کنم یاد بگیریم حداقل یکی دو قیقه از این ۱۷ دقیقه طلایی روزانه را به هیچ چیز فکر نکنم!
مانند سر خوردن در شنا رمز این تجربه ((هستیا)) رها کردن است!
نترسیدن!
ترس ها بالاخره به سراغمان می‌آیند! اگر نترسیم لااقل اگر به سراغمان هم بیایند – که نمی آیند! – فقط همان لحظه ترس را تجربه می کنیم، نه اینکه خوشحال می‌شویم بالاخره ساعت‌ها، روزها، ماهها و گاهی سالها ترسیدن تمام شده! فاجعه هایی که ترس‌های قبل از آن از خود آن بسی بزرگترند! به قول معروف شبیه ((قیصریه را برای یک دستمال به آتش کشیدن)) است!
اگر چه این رها شدن مدت کوتاهی طول کشید اما یادخواهم گرفت مانند شناور شدن بر آب آن را فرابگیرم تا بتوانم تعادل میان ((بودن))، ((شدن)) و ((داشتن)) را منصفانه تر برگذار کنم.
در این بی هوایی – لغت مناسبی نمی یابم! – بسیاری از بازیگران اصلی فیلمی که من نقش اول آن را بر عهده دارم بر پرده این ((فکر نازک غمناک)) اکران شدند!
بسیاری از آنها در این محیط مجازی حضور ندارند که از آنها نام ببرم و آن دسته که هستند عبارت بودند از:

کلمات کلیدی