می‌خواهی باقی زندگی‌ات را به فروختن آب شکر بگذرانی، یا این شانس را داشته باشی که دنیا را عوض کنی؟

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 4 رای
Loading...

خوب یادم هست، در همان اعوان استیو جابزیسم، مدتها مفتون شکل مذاکره استیو جابز با جان اسکالی، رییس وقت پپسی شده بودم! وقتی او برای ترک یک شرکت بسیار بزرگ و پیوستن به یک شرکت ناآشنا متقاعد نمی شد، جابز با این جمله نظر او را عوض می کند، او آنقدر دیوانه بود که گمان می کرد می تواند دنیا را تغییر دهد و از قضا تغییر هم داد. روحی که بعد از او دیگر در محصولات اپل نیست!
از عنفوان دبیرستان، هیچگاه رویاهای بزرگی که در سر می پروراندم را در داخل کشور جستجو نمی کردم. من هم مثل قریب به اتفاق جوانان، به جستجوی آسمان آبی تر، با تمام توان و با جدیت وافر درس می خواندم و کار می کردم و زبان می آموختم و مطالعه می کردم و مطالعه می کردم تا روزی در یک شرکت بین المللی کار کنم و بتوانم دنیا را تغییر بدهم! چشم اندازم برای سی سالگی ام این بود که بروم، جانشین جک ولش، مدیرعامل وقت جی ای بشوم. حتی یک بار برای اخذ اطلاعات بیشتر برای مقایسه ام با او! مکاتبه ای کرده بودم که از پاسخ به آن با ((منع سیاست های سازمانی)) طفره رفته بودند. باری! بعدها، که در گروه صنعتی گلرنگ کی از بزرگترین گروه های صنعتی ایران، شروع به کار کردم، هیچگاه گمان نمی کردم که این شانس، همان مقصود است که به اشتباه ((ز بیگانه تمنا می کرد)) مش! حضور مدیرعامل محترم گروه صنعتی گلرنگ، که شخصاً چه در آغاز مراسم و چه در پایان مراسم، با تک تک حضار، خوش و بش و احوال پرسی می کرد مرا کاملا غافلگیر کرده بود. خوب به خاطر دارم تقریبا از همان اوایل سخنرانی شوربرانگیز ایشان، گویی در جایی میان آسمان و زمین، ساختار ذهنی ام به روشنی، متحول می گشت. چشم اندازهای بلند پروازانه او ضربان قلب مرا تشدید می کرد. واژه ((همکار)) که او برای تمایز میان رقبای داخلی و سایر رقبا به کار می برد حتی نوع نگاه مرا به مفهوم رقابت و وطن پرستی نیز تغییر می داد. از همان آغاز، احاطه حضور روح افکار و عقاید حاج آقا بزرگ که هیچگاه ندیدمشان، بر کسب و کاری به وسعت چند صد شرکت، بدون هیچ آیین نامه و دستور العملی، سینه به سینه و نسل به نسل مبهوتم می کرد. در اوایل آنچه بیشتر نظرم را جلب می کرد ((موفقیت)) های عجیب و غریب گروه بود. حقیقتاً گروه در هر کسب و کاری که وارد شده بود، آن را دگرگون کرده بود. اما همیشه حضور نامرئی، گرم و محاط چیزی دیگری فراتر از این موفقیت ها، حضور داشت که من از مفهوم پردازی برای آن تا مدتها عاجز بودم که بعدها با به اصطلاح ((گلرنگی)) شدن آن را شهوداً دریافتم. اصالت ((معنا)) در کسب و کار.

نمونه ای برای توضیح این ادعا، صنعت خرده فروشی تخفیف محور با برند افق کوروش است، یکی دیگر از حوزه هایی که گروه دو سال و اندی است با جدیت به آن وارد شده است. صنعتی که دیروز با گذشت کمتر از شش ماه از سال جاری، از فروش ریالی و افتتاحیه های کل سال گذشته خود عبور کرده و ماههاست، با قدمتی کمتر از دو سال، با 335 فروشگاه، عنوان بزرگترین فروشگاه های زنجیره ای را یدک می کشد. این موفقیت ها، در نوع خود جذاب و قابل ستایش است، اما داستان این کسب و کار، چیزی فراتر از یک موفقیت معمولی است. به عنوان یک کنشگر، به خوبی تجربه کرده ام وقتی مدیر عامل محترم فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش، مومنانه از تغییر کل کسب و کار خرده فروشی برای رساندن ارزان تر کالا به مصرف کننده سخن می گوید، به روشنی، در پشت میز مذاکره با تامین کنندگان، پشت سر خود، گرمای حضور همه حدود یکی دو میلیون مصرف کننده محترم کوروش، که اکثراً به طبقه متوسط و فروتر تعلق دارند را احساس می کنم و تمام طاقت و توان خود را به خدمت می گیرم تا از قافله هزاران همکار ساعی و خستگی ناپذیر خود، برای خدمت رسانی بهتر به مشتریان عزیزمان، جا نمانم.
باور کردنی نیست! اما کسب و کارها، دقیقا در نقطه اوج، پوچ می شود مگر اینکه معنایی افتخار برانگیز در خود داشته باشند! ((لبخند نشاندن به لب مردم عزیزمان است)) که می تواند سینمای خانگی را با مثلاً ((قهوه تلخ)) متحول کند. ((کمک به توان خرید مردم عزیزمان)) است که می تواند صنعت خرده فروشی را وارد دوره جدیدی کند. اهداف و چشم اندازهایی که هر یک در خود معنایی با حضور ((دیگری)) را به دوش می کشد به خوبی ضرورت امزجاج معنا و موفقیت را روشن می کند. ((هر که کارد قصد گندم بایدش، کاه خود اندر تبع می آیدش))، میان حس و حال کسی که کسب و کارش را توسعه می دهد و کسی که توان خدمت رسانی به مردم را توسعه می دهد، تفاوتی غیرقابل اغماض وجود دارد! این تفاوت حتی در نتیجه نیز مشهود است.

اگر رموز موفقیت گروه صنعتی گلرنگ به عنوان بزرگترین هلدینگ خصوصی شرکت از منظر کسی که ده سال در آن مشغول بوده است برایتان جذاب است نظرتان را به این سخنرانی با عنوان اداره‌ی کسب‌وکارها به روش میلیاردرها جلب می‌کنم. در این برنامه که به دعوت دانشگاه شمسی پور برگزار شده است به نمایندگی از فروشگاه زنجیره ای افق کوروش بزرگترین فروشگاه زنجیره ای ایران به بخشی از دلایل موفقیت این شرکت که جز ۱۰۰ شرکت برتر ایران نیز هست پرداختم و در پایان به پرسش تنی از کارآفرینان حاضر پاسخ دادم.

کلمات کلیدی