خدای گوسفندان، خدای گرگها نیز هست!

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

دوستی در فضای #کسب_و_کار با اشتیاقی وصف نشدنی شکست رقیبی را شادباش گرفته بود و آن را به مدد الهی منتسب می دانست. کم سن و سالتر که بودم، اگرچه هیچ وقت هوادار دو آتشه به دردبه‌خوری برای هیچ تیمی نبودم، اما در مسابقات تیم ملی با تمام وجود دعا می کردم که خداوند تیم کشورم را بر رقبیش پیروز کند تا جایی که نقل داستان کوتاهی، نظرم را در دعا کردن در این قبیل موارد به کلی دگرگون کرد:
((چوپان برای خرید نان دقایقی گوسفندان خود را رها کرد. او از نگرانی به گله زدن گرگها بسیار بی تاب بود! نانوا گفت چرا آنها را به خدا نسپردی! او گفت سپرده ام! اما خدای من و گوسفندان، خدای گرگها نیز هست!))
از آنجا بود که آموختم او در این گونه موارد، بی طرفی پیشه کرده است! کم کم فرا گرفتم که پای خدای را در هر جایی پیش نکشم و از او مصادره به مطلوب نکنم و برای خود حقانیت قلابی یا فرار از مسئولیت نبافم!
به نیکی دریافتم که خداوند ترجیح داده و پیامدهای آن را پذیرفته است که #اختیار ما در طول اختیار او کارگر باشد، حتی اگر انتخاب ما انتخاب درست و اصلح نباشد!
از آنجا بود که طبکاری و غرغر هایم به طرز عجیبی کاهش یافت و بالاخره توانسته ام مسئولیت زندگیم را تمامه خودم به دوش بکشم.
در هر تصمیم کوشیده ام که از خود صادقانه بپرسم که بر اساس آنچه از او شناخته و یافته ام، اراده او در این جا چیست؟ هرچند که اعتراف می کنم شوربختانه، گاهی نتوانستم مطابق با آنچه به زعمِ خود، خواست او بوده، عمل کنم! در هر شکست یا ناکامی از خود صادقانه پرسیده ام که کجای کار را درست پیش بینی نکرده و یا در کجای آن قصور کرده ام و اگر در جایی رقابتی را باخته یا برده ام دلیلی برای ذره طرفداری و تمایل کمتر / بیشتر او به خود نساختم و به جای آن نقاط ضعف و قوت طرفین را سنجیده ام!
بلی! او خدای همه ماست …

کلمات کلیدی

ویدئوهای مرتبط