چرا تغییر رای از محقق پذیرفتنی است؟

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 5 رای
Loading...

چندی پیش در گفتگویی با دوستان دانشمندم در گروه هم‌خوانی کتاب و تبادل آموخته‌ها که حول و هوش مقایسه فلسفه و تاریخ انجام می شد، عرض کردم که: ((به زعم من تاریخ خواندن با فلسفه خواندن و یا مطالعه هر علمی دیگر بسی تفاوت دارد. من از مقدمه چاپ دوم کتاب مشهور #دوقرن‌سکوت جناب #زرین‌کوب به اندازه صدها خودآموز تاریخ چیز آموخته‌ام! او به عنوان کسی که در مقام دانشمندی او نزد دوست و دشمن تردیدی نیست آنچنان متواضعانه و از سر فروتنی سخن می‌گوید که هر خواننده و هر شنونده ی منصفی را به تامل و سکوت می‌خواند. در گروه دیگری کسی می گفت که این مقدمه پس از انقلاب و به اجبار توسط زرین‌کوب نوشته شده‌است!! من هر چه توضیح دادم که این مقدمه به حوالی دهه 30 و 40 بر می‌گردد، باور نمی‌کرد. دوقرن‌سکوت بی‌تردید از بهترین مثال‌های #مرگ‌مولف است!چیزی که می نویسیم مستقل از ما خواهد زیست! حتی اگر ما نظرمان را پس بگیریم طنین آن گفته از ما خواهد ماند و شاید هیچگاه نتوان آن را تغییر داد یا پس گرفت. در خصوص بزرگان و نوابغ فلسفه که این موضوع گاهی بغرنجتر است!از #کانت و #ویتگنشتاین خوانش‌های متعدد و گاهی مغایر وجود دارد. به نظر می‌رسد این خصوصیت انسان است.))
امروز دوستی این پرسش را در قبال این گفتگوها مطرح کردند که: ((سلام و درود جناب ابراهیمیان. بنده در حال خواندن کتاب دو قرن سکوتم. کمی سردرگمم. مقدمه جناب زرین‌کوب را خواندم. اینکه بخش‌هایی را که به جهت تعصب و خامی نوشته بودند را تغییر داده اند و…. بخشهایی از کتاب کارنامه اسلام ایشون رو هم خوندم که کاملا بعضی از صحبتهاشون در کتاب دو قرن سکوت رو رد کردند. … این تغییر دیدگاه علتش چیه؟با این نظرات ضد و نقیض رغبتم برای ادامه خواندن کتاب دو قرن سکوت کمتر شده… شما یا دوستان اگه میتونید بنده رو ازین سردرگمی دربیارید ممنون میشم))
آنچه در ادامه می‌آید توضیحاتی است که به ذهن ناقص بنده رسیده است: ((سرکار خانم مریم، از توجه شما بسیار سپاسگزارم. پرسش شما مرا یاد حکایتی که اگر اشتباه نکنم در کتاب ((مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد)) خواندم انداخت. گویا دکتر #شریعتی در قبال یک پرسش در فاصله زمانی دو پاسخ گوناگون داده‌اند و این مایه اعتراض دانشجویی را فراهم آورده بود. او در پاسخ به این اعتراض گفته بود که (قریب به مضمون) تفکرات بنده به سان هر کس دیگر همواره در حال شکل‌گیری و تغییر است و همین پرسش را ممکن است دفعه بعدی به گونه دیگر پاسخ دهم. تکون حقیقت همواره امری در حال شدن است و این نباید موجب شود که محقق از ارائه رایی مخالف با رای قبلی خود ابا کند یا مخاطبین او را به این کار مجاب و مجبور کنند. ادب #معرفت‌شناسی ما را در مقام مخاطب و مقام محقق از دو کار نهی می کند:
– محقق نمی‌تواند و‌ نباید ادعای گزاف یافتن مُر حقیقت را کند.
– مخاطب نیز نباید پی نادره‌ای اینچنین باشد و وظیفه حقیقت‌یابی را به گرده‌ی محقق بیاندازد و خود در اینجا در جایگاه صرف تقلید بنشیند. البته همچنان مقام #تقلید برای عده که می‌توانند اکثریت را نیز شامل شوند به قوت خود باقی است.

با این توضیحات در خصوص بزرگی چون زرین‌کوب و هرکه چون او مقام محقق را دارد و از پس گرفتن رای خود ابایی ندارد، همواره متاخرترین اثر او روایی‌ و پایی بیش‌تری دارد. در خصوص متوسطان دیگر، به زعم من باید بدون تعصب به سروقت آرای آنان رفت و در آنجا نیز بهترین رویکردی که تا امروز یافته‌ام تعامل هگلی (تز، آنتی‌تز و سنتز) و تضارب آرای‌شان با دیگران است که احیانا ما را به دُر گران و دیریاب حقیقت نزدیک می‌کند.
اکثر ما متوسطان پی مویدی بر آنچه می‌پسندیم هستیم نه احیاناً حقیقت. از سویی به زعم من حقیقت‌جویی حتی از خود حقیقت پراهمیت‌تر است! به تعبیر مولوی بزرگ: ((کوشش بیهوده به از خفتگی!)) یا به تعبیر حافظ عزیز: ((به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل!))

کلمات کلیدی