یادداشتها
چگونه خانواده ای خوشنود داشته باشیم؟
هر ساعتی که بر ما می رود بخشی از مهمترین دارایی مان را نیز با خود می برد. حتی کسانی که متفتن این خسرانِ بدون توقف نیستند، بدون آنکه دلیل آن را بدانند، ناخودآگاه دچار ملال می شوند! روان آدمی در بطن خود می داند که اگر در قبال از دست دادن و هزینه کردن چیزی، چیزی مساوی یا بهتر از آن کسب نکند، مغبون است و این به معنای رواننژندی است! هدف داشتن تا حد بسیار زیادی این ملال را به لونی دیگر در می آورد! زندگی دشوار ورزشکاری که برای المپیک آماده می شود را در نظر بگیرید! غذاهای بدون مزه، تمرین ها طاقت فرسا، آسیب دیدگی، دوری از خانواده، ماهها بدون تفریح و دور از همه چیز! با همه این سختی ها وقتی با او حرف می زنی می بینی حالش خوب است! او وقتی از اردو بیرون می آید حتی صبح از خواب برخواستنش نیز دیگر مثل قبل نیست! برای کشتی ای که عازم لنگرگاهی نیست، هیچ بادی موافق نیست! تا هدفی در کار نباشد خوشنودی محلی از اِعراب ندارد! بسیاری از ناخوشنودی ها اگر خوب واکاوی شود پایی در این بی هدفی و بی سویی دارد.
هدفگذاری بالمره کار دشواری است! این که بتوانی از میان گزینه های مختلف گزینه ای را برگزینی یک روح انتخابگر می خواهد! بری شوارتس نویسنده کتاب دشواری انتخاب نشان می دهد که ما از انتخاب کردن گریزانیم و ترجیح می دهیم دیگران برای ما انتخاب کنند! آلیس در سرزمین عجایب بر سر یک دو راهی از گربه ای می پرسد به کدام سو بروم؟ گربه می پرسد: قصد کجا داری؟ او کمی تامل می کند و پاسخ می دهد: هیچ کجا!؟ گربه لبخندی می زند و می گوید: پس فرقی نمی کند از کدام راه بروی! وقتی هدفی نداریم با این دشواری مواجه نمی شویم! همه گزینه ها علی السویه هستند! اما اگرچه اضطراب انتخاب را نداریم اما همواره این احساس باخت جایی در پس روانمان گریبان ما را رها نمی کند! این رواننژندی به تعبیر جیمز هالیس در کتاب عمیق مرداب روح به هیچ روی ناگوار نیست و مثل گل های زیبای مردابی که در هیچ کجای دیگر نمی رویند! مجالی است برای یافتن چیزهایی با ارزشی که جز در این وضعیت روحی یافت نمی شود. دشواری هدفگذاری وقتی آن را از فردی به جمعی ارتقا می دهیم از این هم بیشتر می شود! اگر از میان ما تعداد محدودی هستند که هدفگذاری یکی از ارکان زندگی آنهاست این تعداد در میان خانواده های ما به طرز ناامید کننده ای نایاب است! تعیین اهداف مشترک، برای افرادی که در سنین مختلف هستند و احتمالا خلق و خویی متفاوت و انگیزه و انگیخته ای متفاوت دارند به این سادگی ها نیست! رابطه والد و فرزندی نیز مزید دیگری بر این عدم توافق است! اما بلندپروازانه در ادامه می کوشم با ارائه مدلی و ذکر دو مثال (مثال فردی و مثال جمعی)، هدفگذاری را به عنوان یکی از ابزارهای افزایش خوشنودی در خانواده پیشنهاد دهم.

به زعم من ساده ترین و جامع ترین مدلی که می توان با آن هدف و هدفگذاری را تشریح کرد مدل SMART است که از خلاصه ابتدای چند ویژگی اصلی که یک هدف به معنای صحیح کلمه باید داشته باشد، ساخته شده است.
یک هدف باید:
– مشخص (Specific) دقیق، واضح، شفّاف و مکتوب باشد.
– قابل اندازه گیری (Measurable) و کمی باشد.
– قابل پذیرش (Acceptable) و دردسترس، خیلی بزرگ، امّا دست یافتنی باشد!
– با سایر اهداف مرتبط (Relevant) باشد.
– دارای زمابندی (Timely) و قابل تفکیک و انعطاف پذیر باشد
مثال اول: فردی
فرض کنید به دلایلی قصد کرده اید که زندگی سالمتری داشته باشید. شاخص تان برای اندازه گیری این بهبهود سلامتی می تواند وزن یا اندازه دورکمر باشه یا کاهش بعضی دیگر از شاخصهای آزمایشگاهی مثلا سطح قند خون، کلسترول و … باشد. اگر مثلا وزنتان باقد ۱۷۵، ۸۵ کیلو است احتمالا حدود ۱۰ کیلو اضافه وزن دارید. (به وزن شاخص گفته می شود و به اندازه آن معیار) فرض کنید با مطالعه یا مشورت به این جمع بندی رسید که هدفگذاری کنید که ظرف ۵ ماه به ۷۵ کیلو برسید. بدیهی است که هدفگذاری کاهش ۱۰ کیلویی وزن در یک ماه احتمالا واقع بینانه و قابل پذیرش نیست و از طرفی کاهش یک کیلو در ۵ ماه هم نه جذاب و نه هیجان برانگیز! اما هنوز این هدف به #برنامه تبدیل نشده است! احتمالا در آن مطالعه یا مشورت آگاهی یافتهاید که برای داشتن یک برنامه متعادل لازم است نسبت هر کدام از گروه های غذایی را در رژیم روزانه تان چقدر تنظیم کنید. حتما اوایل کار این حساب و کتاب سخت و ملال آور است اما به مرور به دست میآید که مثلا برای کاهش این میزان وزن باید چقدر کالری کمتر در روز بدست بیاورید و این میزان را از تغییر در کدام گروه انجام می دهید تا دچار مشکل نشوید! اما هنوز کافی نیست! لازم است یک بیانیه نیز داشته باشید و آن را در قالب یک جمله عالی مکتوب کنید و به تعبیری سرلوحه قرار بدین: چیزی مثل: ((من همه چی می خورم اما به اندازه!)) یا ((به طعامت نگاه کن!!)) حال لازم است در فواصل معین این پیشرفت را ارزیابی و کنترل کنید. مثلا هر پنجشنبه بعد از استحمام و قبل از صبحانه یا هر زمان مشخص دیگر! هر هفته پیشرفتتان به سوی هدف را بسنجید! اگر احساس می کنید واقعیت با هدف تان فاصله معنادار دارد لازم است آن را اصلاح کنید. به شما قول می دهم از امروز خوردن و آشامیدن و پیاده روی و بسیاری از چیزها معنای تازه نزد شما خواهد یافت!
مثال دوم: جمعی

فرض کنید خانواده ای به این جمعبندی رسیده است که به مرور زمان گرما وعلاقه بین افراد کم و کمتر شده است. این خانواده در گفتگوهای فیمابین یا کمکی که از مشاور گرفته به توافق رسیده اند که وقت گذاردن افراد خانواده با یکدیگر یکی از مهمترین عوامل اعاده این گرما و علاقه است. شاخص تعیین شده میزان وقتی است که افراد با یکدیگر می گذرانند. فرض کنید در این خانواده در حال حاضر تقریبا سه وعده غذایی در هفته با یکدیگر صرف می شود و زمان مشترک دیگر بین اعضا وجود ندارد. معیار برای ارزیابی این هدف این است که این حدود ۱۵ساعت وقت گذرانی مشترک ماهیانه را به ۴۰ ساعت افزایش دهند. اما هدف بدون برنامه آرزویی بیش نیست. برای تحقق این هدف خانواده برنامه ای به شرح ذیل آماده کرده است:
– همه افراد توافق می کنند که دستکم ۵ شب در هفته را شام را با یکدیگر صرف نمایند.
– هر فصل یک مسافرت جمعی سه روزه انجام می شود. مقصد هر دوره توسط یکی از اعضا پیشنهاد می گردد و ترتیب این انتخاب از کوچکترین عضو به بزرگترین عضو است. برای کل این سفرها بودجه ی مشخصی درنظر گرفته شده است و پیشنهاد دهنده موظف است برنامه ریزی و بودجه بندی این سفر را انجام دهد. کودکان می توانند در این خصوص از پدر یا مادر کمک بگیرند.
– روزهای فرد قبل از شام چهل و پنج دقیقه بدون رسانه وجود خواهد داشت که اداره هر شب به یکی از اعضا متعلق خواهد بود. افراد در پایان آن به خلاقیت و جذابیت برنامه رای می دهند و در پایان هر ماه عضو منتخب از بخشی از بودجه ای که برای کل این هدف ملحوظ شده است بهره مند می شود. در این برنامه ها مواردی مانند بازی، ارائه یک مطلب سرگرم کننده و هرچیزی که بتواند این یک ساعت را مفرح بخش تر کند می تواند منظور گردد.
– شعار یا بیانیه این طرح شش ماهه این است: ((بیا تا قدر یکدیگر بدانیم!))
همانطور که هدف بدون برنامه محقق نمی شود، برنامه نیز بدون کنترل و ارزیابی و احیاناً اقدام اصلاحی به منصه ظهور نخواهد پیوست. پس لازم است در فواصل معین مثلاً این پیشرفت را ارزیابی شود. پس بند بعدی به این شکل خواهد بود:
– پنجشنبه هر هفته گزارش تحقق ساعات مشترک با هم بودن توسط پدر به سمع و نظر اعضا رسانده می شود و در خصوص میزان تحقق اهداف گفتگو می شود. اگر لازم باشد هدف ماه جاری با توافق همه اعضا اصلاح می شود.
تغییری که در حس و حال خانواده پس از هدفگذاری های شبیه به این ایجاد خواهد شد به سادگی قابل توصیف نیست. این کار اصلاً کار ساده ای نیست اما ارزشش را دارد و پس از چند بار انجام و تمرین و ورزش ساده و ساده تر می شود. مثل کلاج و ترمز نزد نوآموز رانندگی و کسی که سالهاست رانندگی می کند!
پی نوشت:
یک چهارشنبه در میان، از ساعت ۱۸تا حوالی ۱۹ به صورت زنده در برنامه HƏYAT AYNASI (آینه زندگی) در شبکه برونمرزی #سحر۳ ذیل مفهوم #مدیریت_اقتصاد_خانواده با ترجمه همزمان نکاتی را با مخاطبین آذری زبان درمیان می گذارم. امهات مواردی که در #جلسه_سوم این دوره (هشتم شهریور ۹۶) طرح شده است به این قرار بود. فایل تصویری این برنامه را می توانید در سایت خود شبکه سحر یا کانال آپارات بنده مشاهده کنید.
کلمات کلیدی
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید