یادداشتها
یک روز برفی گرم!
365
بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

هر روز صبح با اين ترانه بيدار ميشم و چقدر امروز صبح اين ترانه سينا حجازي مناسبت داشت …
مگه از این دنیا چی میخوام،
بجز یه عشق ساده
تا کنارم بمونه،
همین از سرم زیاده
صب که از خواب پا میشم،
می بینم ای وای چقد برف اومده
میخوام برم برف بازی،
تنهایی برف بازی چه بده!
یکی باشه حال کنیم،
از این دنیا ببریم
کوفتم اگه بود ، دوتایی بخوریم
دستامو بگیره ، واسه عشق بمیره
ضدحال نزنه ، بهونه نگیره
باهام بمونه تا آخرش
روزگار شک کنه نشه باورش
اگه یه روزی پول نداشتم
بگه به دست چپ لاغرش
با یه کمی مشکل هول نشه
وقتی حالم بده بلبل نشه
تا آخرش محکم بشینه
وسطای راه شل نشه
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید