سبک زندگی

931 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

هوشمندانه زندگی کردن

آهسته خرج کردن یا هوشمندانه خرج کردن؟

زنجیره ای ها چگونه این قدر تخفیف می دهند؟

در برنامه ی زنده ای از شبکه سحر به زبان ساده با استفاده از مدلهای روز جهان که در کسب و کارها استفاده می شود در پی آن هستیم که به خانواده ها در مدیریت اقتصاد (منابع) خانواده کمک شود. در جلسه ششم این برنامه با استفاده از مفهوم سبک زندگی کوشیده شد که به اهمیت آن اشاره شود و با راهکارهایی چگونگی مدیریت آن تشریح شود.

سبک زندگی

در جلسه ششم (دوازدهم مهرماه 96) سلسله جلساتی که در برنامه زنده HƏYAT AYNASI (آینه زندگی) ذیل مفهوم مدیریت اقتصاد (منابع) خانواده، هر چهارشنبه، از ساعت 17 تا حوالی 18 در شبکه برونمرزی سحر3 دنبال می شود، به تشریح و اهمیت مفهوم سبک زندگی و انواع آن پرداخته شد.

وقتی زندگی امروز خود را با زندگی پدر و مادر و در فاصله بیشتر با پدربزرگ و مادربزرگ خود مقایسه می کنیم به وضوح با مجموعه ای از تغییرات گاهی بسیار بنیادین در نگاه و عمل مواجه می شویم. در زندگی امروز ما با گزینه ها و انتخابهای غیرقابل مقایسه‌ای با پیشینیان خودمواجه هستیم. برای مثال وقتی به یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ مراجعه می کنیم گاهی با بیش از دوازده هزار قلم کالا مواجه می‌شویم، نسلهای قبلی ما به‌هیچ‌روی شاهد این انبوهی انتخابات و این سطح پیچیدگی نبوده‌اند. علاوه بر حضور این همه گزینه، عمر گزینه ها بسیار کوتاهتر از قبل شده است. اگر تا پیش از این یخچالی ساخته می شد که می توانست دهها سال کار کند اما امروز به دلیل تغییرات سریعتر تکنولوژی و سلایق مصرف کنندگان، یخچالهایی با آن استقامت ساخته نمی‌شود. به کلام ساده با انبوهی از انتخاباتی پیچیده و همواره در حال تغییر مواجهیم!

در کتاب دشواری انتخاب (Paradox of choice) این موضوع را بررسی نموده است که ما آدمیان بر خلاف آنچه تصور از وجود انتخابهای بسیار زیاد خوشحالتر نمی‌شویم بلکه بیشتر مضطرب می شویم. ما ترجیح می‌دهیم کسی دیگر به جای ما انتخاب کند و مسوولیت آن را نیز خود بپذیرد.

اگر تا پیش از این ارزش هر فرد به نقش مولد او شناخته می‌شد و از این بابت معمولا فرزندان ذکور بیشتر قدر می دیدند، امروز این اهمیت به نقش مصرفی فرد تغییر کرده است و گرایش کسب و کارها بیشتر به سراغ بانوان رفته است. اگر به خاطر داشته باشید با استفاده از مدل خودپنداره راجرز توضیح دادیم که ما آدمیان با مطمح نظر قراردادن چهار خود: (خود واقعی، خود ایده آل، دیگران واقعی، دیگران ایده آل) به خرید و مصرف و طی نمودن سه گانه نیاز، تقاضا و خواسته مبادرت می‌ورزیم و محصولات را فقط به دلیل رفع نیازهایمان مصرف نمی‌کنیم. این کارکرد جانبی در این نقش مصرفی امروز از حاشیه به متن اصلی مبدل شده است. می شنویم که کسی برای داشتن فلان گوشی هوشمند، کلیه خود را فروخته است. به تعبیر ژان بودریار روابط واقعی تولید و مصرف، جای خود را به یک نظام نشانه‌ای داده‌اند.

درجامعه مدرن رقابت‌جویی مفهومی ممدوح و باکارکرد است. کودکان ما از خیلی زود به رقابت واداشته می‌شوند.
علاوه بر این تقریبا قریب به اتفاق کسب و کارها با استفاده از همین ابزار است که اداره می شود.
این رقابت‌ها برای ما چه به ارمغان آورده است و چه چیزهایی را از ما دریغ کرده اند؟

رقابت‌جویی ضلع دیگر این تغییرات است که صدر تا ذیل جوامع ما را تغییر داده است. وقتی در مترو باز می شود با سیل جمعیتی مواجه می شویم که برای رسیدن به پله برقی و خروج از ایستگاه با یکدیگر رقابت می کنند. این فقط یکی از مصادیق این رقابت‌جویی است. فرزندان ما برای ورود با دانشگاه با غول بزرگ کنکور مواجه هستند و دهها و بلکه صدها مصداق دیگری که فرصت بسط آنها نیست.

نگاه اجمالی به زندگی امروز ما در مقایسه با زندگی نسلهای قبلی ما به خوبی مبین آن است که ما به پیگری الگوی مصرفی خاص از کالا یا خدمات را القا می کند که با آن مشابهت با گروهی مرجع و تمایز با سایرین را پیگیری می کنیم. به تعبیری دیگر آدمیان با تبعیت از همه آنچه که رفت و در ادبیات جامعه شناسی از آن با مفهوم سبک زندگی یاد می شود به دنبال موارد ذیل هستیم:

–         ابراز وجود

–         احساس مشابهت با سایر همفکران (خرده فرهنگ) و تمایز بخشی با دیگران

مشروعیت بخشی و توجیه طرز فکر خود

با کمی کنکاش در رفتار امروزمان نمی توانیم به سادگی از پس از این ادعا برآییم که بر خلاف تصور و ادعایمان ما از گذشتگانمان تابع‌تر و تحت‌تاثیرتر نیستیم!
ژان بودریار که معروفترین و جنجالی ترین نظریه‌پرداز پست مدرنیته است، استدلال می‌کند که جوامع پسامدرن از تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات اشباع و به عصر وانمایی (شبیه سازی) وارد شده‌اند. به نظر بودریار طلیعه ی فرهنگ های مصرفی اساساً مرزبندی های معمول بین هنر والا و هنر نازل، امور عمیق و امور سطحی، فرهنگ و کالا، دال و مدلول و نفس ایده ی نیازهای انسانی را برای برآورده ساختنِ آن ها در ورطه ی تردید افکنده است. او از طریق تحلیلی که رویکرد پساصنعتی آشکارترین به خود گرفته است، استدلال می‌کند که روابط واقعی تولید و مصرف، جای خود را به یک نظام نشانه‌ای داده‌اند.

عوامل تاثیرگذار بر آنچه که از این جا به بعد با عنوان سبک زندگی از آن یاد می کنیم را می توانیم در تقسیم بندی ژان بودریار در سه نوع سرمایه خلاصه کنیم:

–         سرمایه فرهنگی: با شاخصهایی مثل تحصیلات، مهارت ادبی، هنری، جمع آوری کلکسیون های فرهنگی و چیزهایی از این دست ارزیابی می شود.

–         سرمایه اقتصادی: با شاخصهایی مثل درآمد ماهیانه، سرمایه گذاریهایی که در بانک و … داریم، مالیکت منزل و اتومبیل شخصی و چیزهایی از این دست ارزیابی می شود.

–

سرمایه اجتماعی: هرآنچه موجب می شود کسی در جمع و گروهی پذیرفته بشود یا نشود.

امروز 45 درصد از مرگ و میرها به دلیل سه بیماری سرطان، دیابت و مشکلات عروقی است. مطالعات مفصلی که با محوریت بررسی عاداتی مانند تغذیه، فعالیت بدنی، مصرف دخانیات، استرس، شیوه رانندگی و … انجام گرفته است از رابطه‌ای معنادار میان این عادات و وجود یا عدم وجود بیماری‌ها خبر می دهد. این مطالعات همچنان نشان داده است که تلقی از مصرف بر اساس سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که روز به روز در حال تحول است شکل می‌گیرد و اینها در کنار متغیرهای مانند: سطح درآمد، شخصیت، جنسیت، محل زندگی و … است که آنچه از آن با عنوان سبک زندگی سخن به میان می‌آید را رقم می زند. افزون بر این افراد حتی در پیروی از سبک‌های مختلف زندگی نیز گوناگونند.
کودکان به طرزی باورنکردنی، رفتارهای ما و نه البته گفته های ما را الگوبرداری می کنند. سبک زندگی یکی از مهمترین این موارد است.

انواع سبکهای زندگی:

در مهمانی دوستی به دوست دیگر می گفت انقدر نوشابه نخور! سلامتی ات به خطر می افتد. آن دوست پاسخ می داد که زندگی بدون تجربه‌های لذیذ مانند نوشیدن نوشابه جذابیتی ندارد. مکالمه این دو بیش از این‌ها بود اما همین قدر برای توضیح مرادم کفایت می کند. دوست اول که مصرف را با پیامدهای آن می‌سنجید و بیشتر جانب نتیجه گرایی را می‌گرفت در پیروی از انواع سبکهای زندگی در شمار کارکردگرایان قرار می‌گیرد و دوست دوم که بیشتر جانب فرایند را می‌گیرد را می‌توانیم در شمار لذتگرایان قرار دهیم. افراد با عضویت در گروه‌ها و اجتماعات و یا همسالانی خاص، کم کم خود موجد خرده فرهنگی می شوند. امروز به وفور شاهد کسانی هستیم که خود را مدافع حقوق حیوانات می دانند. گیاه خوارند و یا طرز فکری خاصی دیگر را دنبال می کنند.

اگر کسی در تصمیم گیری ها و کنشهای خود چندان جهت و شیوه خاصی را دنبال نکند می توانیم او را در شمار کسانی که سبک زندگی منفعلانه دارند قلمداد کنیم.

آنچه از عمده تحقیقات بر می آید با بالارفتن سرمایه های سه گانه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی افراد سبک زندگی خاصی را دنبال می کنند که به خوبی دستکم برای خودشان قابل تشخص و تمییز است. مثلا فرد هرچه تحصیلکرده تر، احتمالاً در پیگیری سبک زندگی که معنا و مفهوم خاصی را دارد فعالتر است. اگرچه شمار متخصصان قلب حاذقی که تا کنون صدها نفر را جراحی کرده اند اما همچنان سیگار می کشند نیز کم نیستند. البته حتما این افراد برای این رفتار خود توجیه دارد.

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!