شنگول و منگول و حبه انگور!

24 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

نوروز ۹۸

سی‌و‌هفت سالگی

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

کاش از چیزهایی که خواندیم لااقل این داستان را خوب فهمیده‌ بودیم و البته جنبه فانتزیش که وقتی گرگ شنگول و منگول و حبه‌ی انگور را خورد دیگر هیچ مامان بزی نمی‌تواند آنها را از شکم این بزی سالم درآورد!
کاش می‌فهمیدیم که نباید برای دشمنی با هیچ چیزی ولو درست نباید باعث شود ما با کسی که تا کنون ۴۰ هزار نفر آدم بی‌گناه را در کمتر از یک‌سال کشته است دست رفاقت دهیم!
تاریخ را یک بار دیگر نگاه کنیم …

پی‌نوشت:
(۱) بعداد دیدم که سید حسن خمینی نیز به همین داستان اشاره کرده است!
(۲) دم معین و داریوش گرم که به حد توان خود در مخالفت کوشیدند. یکی با نخوادن آهنگ بی‌بی‌گل و دیگری با این جمله عمیق که : ((در کوله‌پشتی سربازان خارجی آزادی پیدا نمی‌شود))
چه فرقی بین مجاهدینی که با صدام دست بیعت دادن و کلی ایرانی را به کام مرگ کشیدن هست؟
(۳) اگر با دشمن دانا طرف باشیم می‌داند که هیچ چیز مثل جنگ و تجاوز به خاک ایران، ایرانیان متکثر را متحد نکرده و نمی‌کند.

کلمات کلیدی

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

نوروز ۹۸

سی‌و‌هفت سالگی

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)