افسانه‌ی شخصی – به بهانه‌ی روز مهندس

652 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

خلاصه کتاب نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد!

فضیلت این نبود!

افسانه‌ی شخصی (به بهانه‌ی روز مهندس)

راننده مثل قريب به اتفاق مواقع، در همان لحظات اول مي كوشد كه توضيح دهد كارش اين نيست و از بد روزگار به اين كار ناچار شده است. او از مدرك تحصيلي مهندسي اش مي گويد. از چند نمونه از اتفاقاتي كه مؤيد صداقت حرفه اي اوست مي گويد. ذره اي در صحت ادعاهايش ترديد نمي كنم. آنقدر تجربه دارم كه بدانم كه مي شود واجد شرايط باشي ولي نتواني #كار مناسب با تجربه و تخصص ات بيابي. اين فقط به شغل منحصر نمي شود. دخترانِ از هر جهت نمونه اي را نيز سراغ دارم كه در #ازدواج توفيقي نيافته اند. آنقدر نمونه در دور و برمان داريم كه بتوان استقراراً نتيجه بگيريم كه واجد شرايط بودن براي #موفقيت كافي نيست و علاوه بر آن مولفه هاي ديگري نيز حاجت است.
به فرض دستيابي به اين موفقيت، شاغلين و متأهلين فراواني را هم سراغ داريم كه اگرچه وضعيت حرفه اي، اجتماعي و تاهلي از هر جهت خوبي نيز دارند اما در كنار اين #موفقيت از #رضايت برخوردار نيستند!
قائلان به تئوري #تفرد بر اين باورند كه هر كدام از ما تا به سفر فرديت، سفري اختصاصي كه به تحقق #افسانه_شخصي مان مي انجامد، نرويم، اين هر دو دُرِّ ناياب را با هم به چنگ نمي آوريم. ديگر، حوالي نيمه عمر بايد تكليفمان با خود حقيقي مان روشن كرده باشيم و #امضا يمان را يافته باشيم!
اما مسأله در فرهنگ ما كمي بغرنج تر است. اگر چه به سادگي و با استفاده از مدلهاي شناخته شده شخصيت مي توان تكثر شخصيتي إنسانها را نشان داد، اما نظام آموزشي موجود فقط براي يكي دو شخصيت از اين انواع متكثر راه حل دارد! نتيجه چيست؟ يا بايد اگر استعداد و توانايي مان اجازه رقابت در اين راه پر رهرو را مي دهد، شانس خود را براي دكتر يا مهندس شدن آزمود حتي اگر اين غايت با خويشتن خويشش قرابتي نداشته باشد يا شجاعانه به هزاران راه كمتر رفته ديگري كه هيچ تدبيري براي آن انديشيده نشده است زد و به صورت خودآموز و بدون راهبر در آن كوشيد. در اين يادداشت به هيچ وجه بر آن نيستم كه خداي ناكرده ارزش داورانه طرف حرفه اي را بگيرم يا قدر و منزلت حرفه ي ديگري را فروكاهم. چون از ادبيات موضوعي #يونگ و پيروان او دريافته ام، ملاك و معيار موجه براي ارزش داوري فرآورده اين موفقيت، حال سالك است. فارغ از عنوان شغل، وزن آن به زعم ديگران و انگيزه او براي اختيار كردن آن، آنچه اهميت دارد اين است كه او آن را با تمام وجود و تمام رضايت انجام دهد و از آن مهمتر، امضاي او و به تعبيري كه #سهيل_رضايي به كار مي برد، تكه اي از وجود او در آن إلحاق شده باشد! اين اتفاق نمي افتد مگر اين كه شاغل باور داشته باشد كاري كه انجام مي دهد، بهترين اوست و او مي تواند به قدر بضاعت جهان را كه نه حتي فقط حول و حوش خود را جاي بهتري براي زيستن تبديل كند! شهري را فرض كنيد كه همه كارهايشان را با رضايت خاطر و با تمام وجود انجام دهند! چه آرمانشهري! حتي رويايي تر از مدينه فاضله افلاطوني!

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!