آب طلب نکرده همیشه مراد نیست!

1,094 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!

خلاصه کتاب نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد!

بلافاصله بعد از دیپلم وارد بازار کار شدم. بابا معتقد بود که پول درآوردن قبل از اتمام تحصیل، مانع پایان دادن به آن می‌شود و هم‌زمان معتقد بود که بعد از دیپلم قطعا کار کردن مهمتر از درس خواندن است. چون اولین جایی که کار کردم نزد دایی‌ بود بعد از یک سال و اندی باربردن و چایی آوردن و کارهایی از این دست یا به اصطلاح خاکسترنشینی که باعث می‌شد کبر شاگرد اولی خوب بخوابد، مدیر شدم. احساس می‌کردم باید یادبگیرم. اولین کتابهایی که قبل از دانشگاه رفتن خواندم،‌ مباني مديريت رفتار سازماني دکتر علی رضاییان بود. چند چیز از آن کتاب در اثر تجربیات بعدی در وجودم ملکه شد. یکی از آنها قاعده حد بی‌کفایتی پیتر بود. بر اساس این قاعده آدم ها در سازمانها تا جایی رشد می‌کنند که به حد بی‌کفایتی برسند و آنجاست که ناچار به ترک سازمان می‌شوند. این قاعده وقتی برای من به یک حکمت تبدیل شد که به تجربه دریافتم که لزوما یک فروشنده خوب یا یک کارشناس بی‌نقص یک سرپرست یا مدیر خوب نخواهد بود. وضعیت فعلی آدمها خیلی مهم است اما لزوما نمی‌تواند آینده و اقتضای جدید را پیش‌بینی کند. لازم است شرایط احراز و تناسب آن با قابلیت‌های آدمها قبل از تصمیم به پیشرفت بررسی شود. می‌توانم ادعا کنم با این رویکرد از سوختن ده‌ها نیروی بسیاری عالی پس از ارتقا جلوگیری کرده‌ام و از این بابت بسیار خوشحالم. اگر تجربه‌ای در این خصوص دارید که موید یا ناقض این تئوری است با من و سایر هموندان عزیز در میان بگذارید.

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!