یادداشتها
هرکه بیروزی است، روزش دیر شد!
این دو گربه در تصویر (یکیشان رفته پشت حفاظ پنجره و از نزدیکتر انتظار میکشد) و گربههای دیگری که در تصویر نیستند هر روز صبح منتظرند که صاحب این خانه پنجره را باز کند و مهمانشان کند!
گربههای پارک ساعی واقعا خوشبختند! چه بسیارند کسانی که مسوولانه دغدغهی روزی آنها را دارند حتی کلاغ هاکه هیچکس محلشان هم نمیگذارد از کنار این خوان رنگووارنگ دست خالی بر نمیگردند. یکی میگفت گربهها برخلاف سگها متکبرانه و منانه از اینکه غذا بهشان میدهید بر شما منت هم دارند!
بدون تخفیف، زندگی کارمندی در زندگیای که کسی آخر ما حقوقی برای تو آماده نکرده بلکه تو باید ساختار را به گونهای سامان دهی که دیگران هم در کنار تو درآمد داشته باشند نگاه به روزی و شکل آمدنش به شدت تغییر میکند. باور میکنی که بیصورتی که تو او را با صاحب این خانه یا آن خانه اشتباه میگیری روزی را طوری مقدر کرده که تقلای بیهودهی تو متعجبش میکند!
به قول مولوی: هر که بیروزی است روزش دیر شد!
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید