یادداشتها
داعش فرزند زندگیزیست نشده یا انکار شده
((آدم ها ترجيح مي دهند هويت داشته باشند، حتي اگر اين هويت چيز قابل افتخاري نباشد!))
تحليل اولیویه روآ فیلسوف فرانسوی پيرامون اتفاق ١٤ ژوييه نيس فرانسه را که در كانال سهندنامه ديدم بسيار منصفانه و دقيق ديدم. او تروریسم کنونی فرانسه را ناشی از بحران هویت و شکاف طبقاتی میان فرانسويان با نسلي از فرانسويان كه تبار آفریقایی و اسلامی دارند مي داند.
اين گروه طرد شده جامعه فرانسه كه كم هم نيستند، حتي فرائض ديني شان را نميشناسند و بر هيچ بيننده منصفي پوشيده نيست كه به هيچ روي با انگيزه هاي ديني به اين اقدامات غيراخلاقي و هولناك آن هم در مراسمات اغلب شادي مردم فرانسه كه مي تواند ناشي از خشم فروخفته آنها باشد اقدام نمي كنند. اين جمعيت نه تنها توسط سياستهاي افراطي دولت فرانسه در قبال جمعيت بزرگي از مسلمانان در همه اين سالها به حاشيه رانده شده اند بلكه میان گروههای گنگستری مناطق فقیرنشین فرانسه، به اين دليل كه أعراب را آفريقايي نمي دانند نيزمورد پذيرش قرار نمي گيرند به عرب بودن آنها تبار إسلامي آنها را نيز بيافزاييد كه اين هويت يابي را غيرممكن تَر مي كند. داعش اما ناخواسته اكنون به این نسل سرخورده و تحقیر شده راهكاري آموخته است كه نوعی احساس هویت و قدرت را كسب كنند! با همان تئوري اول: ((آدم ها ترجيح مي دهند هويت داشته باشند، حتي اگر اين هويت چيز قابل افتخاري نباشد!)) به زعم من اين نتيجه پيش بيني نشده، خود داعش را نيز دچار بهت و حيرت شده است كما اينكه در پذيرش مسؤوليت مستقيم اين رخداد، هنوز به جمع بندي نرسيده است.
اين رخداد را به خوبي مي توان توسعاً ذيل مفهوم ((سايه)) كه از برساخته هاي يونگ است و البته در تحليلهاي روانكاوي مورد استفاده قرار مي گيرد، براي تحليل جامعه شناسي نيز با إغماض به كار برد.
اين كه اولاند در ادامه اشتباهات قبلي سياست هاي خود و نسل سلف دولتمردان فرانسوي از ((تروريسم اسلامي!)) استفاده مي كند از دو حال خارج نيست: يا به يك نوع سياست عوام فريبي كه اين روزها كم طرف دار ندارد و موجب شانه خالي كردن از تبعات تصميمات قبلي مي شود متمسك شده است يا هنوز آنقدر از موج گرايش به اسلام مي هراسد كه نه تنها از اين اقدامات متاثر نيست بلكه شادمانه ترجيح مي دهد با استفاده از برد تبليغاتي اين اقدامات تاثربرانگيز با صفاتي كه به هيچ روي قابل اتصاف به اسلام نيست به نوعي اسلام هراسي دامن بزند، غافل از اينكه توپهايي كه ما سعي مي كنيم با فرو بردن آنها به زير آب از شر آنها خلاص شويم به زودي به قدرت بيشتر به صورت ما برخورد خواهند كرد (مثالي كه خانم دبي فورد براي توصيف سايه هاي شخصيت استفاده مي كند.)
وقتي عاقلانه و با چشم باز به جامعه خود بر مي گرديم چند گروه كه به خوبي استعداد در غلطيدن به اين شكل هويت يابي از روي ناچار و خشم را دارند به خاطر مي آوريم كه مهمترين آنها شايد برادران افغان ما، برادران أهل سنت ما و كودكان و نوجواناني كه پشت چراغهاي قرمز با دست و دلبازي به آنها درمي مي دهيم تا خوش باشند …
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید