یادداشتها
آیا حمله موشکی ایران به داعش توجیه اخلاقی دارد!؟
در روایتی مشهور از مسیح نقل می شود که اگر کسى به طرف راست گونهات سیلى زد طرف چپ آنرا هم در اختیارش بگذار! اما در جای دیگر (انجیل یوحنا؛ ۱۸: ۲۲ – ۲۳) منقول است که «وقتى خادم كهن به او سیلى مي زند، به او اعتراض مي كند که: اگر بد گفتم به بدى شهادت ده و اگر خوب، خوب، براى چه میزنى؟» در کتاب مقدس نیز هر دو رویکرد تشریح شده است. باری در آیه 179 سوره بقره می فرماید که در قصاص حیات و زندگی است و در آیه 45 سوره مائده می فرماید هر که از قصاص کردن (که حق طبیعی اوست) بگذر، کفاره گناهان دیگر اوست.
#حمله_موشكي_ايران به مواضع داعش كه ديروز اتفاق افتاد اين پرسش را رقم مي زند كه فارغ از مواضع سياسي و بين المللي، آيا از منظر اخلاقي نيز مي توان
حجيت له آن اقامه نمود؟
و صد البته وقتي گفته مي شود از منظر اخلاقي بلافاصله بايد پرسيده شود از منظر كدام مكتب اخلاقي؟ مکاتب اخلاقی از مناظر گوناگون به این سئوال می پردازند که در کدام ترازو می توان یک فعل را توزین نمود. دیدگاه #وظیفه_گرایانه، خودِ فعل را فینفسه واجد ارزش مثبت یا منفی می داند اما در نقطه مقابل، دیدگاه #نتیجه_گرایانه، فعل، مطلقا اهمیت ندارد بلكه بر روی آثار و نتایج و پیامدهای فعل است كه سرمایه گذاری می شود و در رویکرد #فضیلت_گرایانه نه خود فعل فینفسه ارزش دارد نه به آثار و نتایج آن وقعی نهاده می شود، بلكه اعتبار فاعل فعل است كه قدر می بیند و بر صدر می نشیند.
در دیدگاه فضیلت گرایانه، هرچه آن خسرو کند، شیرین بود! به تعبیری لازم است بر سر فاعل به توافق رسید و سپس چشم بسته فعل او را پذیرفت. به زعم نگارنده این منظر همواره جدلی الطرفین باقي خواهد ماند و امکان اجماع فقط نزد کسانی که به فضیلت مند بودن فاعل باور داشته باشند، مقدور خواهد بود. همان قدر که توافق بر سر رویکرد اول دشوار است، به اجماع رسیدن از منظر رویکرد نتیجه گرا به سهولت ممکن است. نتیجه را هر چه که بگیریم از فایده گرفته تا لذت، می خواهد این لذت ها دانی باشند یا عالی، روشن است که نابودی گروه اندکی که زندگی و آسایش قریب به اتفاق مردم جهان را به خطر انداخته اند، اخلاقی است. در رویکرد وظیفه گرایانه نیز قضاوت کمی بغرنج است! اگرچه همواره تبصره هایی که بر این رویکرد به این دلیل می خورد، محل ورود منتقدین است اما حقیقتاً قضاوت در خصوص اینکه صرف عملی مثل حمله به تروريست ها فارغ از نیت فاعل و پیامدهای آن فعل چه جایگاه ارزشی دارد ساده انگاری است! مثل این می ماند که شما وسط دعوایی سر برسید و ببینید کسی، کس دیگری را می زند! به نظرتان آیا می توانید حق را به مضروب بدهید و ضارب را مقصر بدانید!؟ اگر ضارب از کودکی که مورد تجاوز مضروب حمایت کرده باشد چطور؟ به نظر می رسد ناگزیریم پای #شهودگرایی که بیش از سایر روشها متضمن به رسیمت شمردن پیچیدگی و تکثر انسان است را به این قضاوت باز کنیم و با پیش چشم قراردادن استثنائات فراوان در هر فعلی می توانیم ادعا کنیم که در خصوص فعلی قاعده کلی دادن مقدور نیست و کمتر فعلی مانند ریختن خون بیگناه وجود دارد که بتوان بر روی غیراخلاقی بودن آن اجماع کرد. باری! شهودهای اخلاقی ما می تواند مثبِت این ادعا باشد که عفو و گذشت تنها در جایی مجاز است که ظالم از آن گذشت به خود بیاید و از آن فعل دست بکشد، نه این که کوتاهی در این تنبه او را به تشدید و تکرار ظلم تشویق کند. به قول سعدی: ترحم بر پلنگ تيز دندان، ستمكاري بود بر گوسفندان!
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید