رابطه اختیار ما با خودآگاهیمان

153 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

خلاصه کتاب نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد!

جهانی را تصور کن که همه درش وسواسی هستند!

اعتمادبه‌نفس از کجا می‌آید؟!

دایره اختیار با تسلط بیشتر بر ناخودآگاه (۱) وسیع و وسیع تر می شود،
پیش از این، وقتی ترس، عنانِ اختیارم را می ربود، خودآگاهم را گول می زدم که من وارد این جنگ نمی شوم یا در این جنگ شکست می خورم چون طرف مقابلم مثلا در حد و اندازه من نیست یا هزار و یک توجیه دیگر!
اما امروز وقتی ترس، خشم، هراس از طردشدگی و تنهایی یا هر چیز دیگر که می خواهد و می تواند عنان اختیارم را در دست بگیرد،
حتی وقتی به واسطه تسلط بیشتر آن بر من، راهی جز تن دادن به دستورش ندارم،
تلاش می کنم حداقل با خودم صادق باشم،
و خوب ببینم که مثلا اینجا خشم بر من مسلط شد،
آنجا ترس و …

این اَبَرانسانها (۲) هستند که انتخاب می کنند!
مثلا بجنگند یا صلح کنند،
پیروز شوند یا شکست بخورند
و یا …
اما آدمهایی که هنوز عنان اختیارشان را به دست نگرفته اند،
خشمگین می شوند چون گزینه دیگری جز خشمگین شدند ندارد! یا خشمگین نمی شوند چون ترس از تبعات خشمگین شدند دارند!
پیروز شوند چون جز پیروزی هلاکت است! شکست بخورند چون از طردشدگی می هرساند! یا اصلا قید جنگیدن را بزنند چون ترس از شکست دارند و …

و چقدر دایره اختیار و گزینه های قابل انتخاب ما متوسطان محدود است،
و ناخودآگاه امیرِ بی چون و چرای رفتار و سکنات ماست …

————————–—
پی نوشت:
(۱) نفس
(۲) خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!