رقابت یا اصالت، مساله این است

433 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!

خلاصه کتاب نمی‌گذارم کسی اعصابم را بهم بریزد!

جهانی را تصور کن که همه درش وسواسی هستند!

به بهانه‌ی شرکت‌کننده‌ی مسابقه خنداننده شو که از ادامه مسابقه دست کشید!

اس و اساس جامعه مدرن بر پایه #رقابت چیده شده است.
به ما یاد می‌دهند که اگر در این رقابت ببازید نابود شدید.
و ما مومنان به این باور آن را مثل یک بیماری مسری این رقابتجویی را از نسلی به نسلی میراث می‌بریم و به ارث می‌گذاریم. سهیل رضایی جایی تعریف می‌کرد که در یک رقابت میان چند کودک در مهدکودکی دیده که مادران چه تقلایی می‌کرده‌اند که فرزندشان اول شود، جایی که هنوز کودکان مفهوم رقابت را درک نمی‌کنند. کسب‌و‌کارها خصوصا آنهایی که فروش‌محور هستند هم برای کنترل منابع خود و از جمله منابع انسانی‌شان همین یک راه را دارند: بپا از دیگری عقب نیفتی! این حس مهمترین ابزار مارکتینگ برای متقاعدکردن ما برای انتخاب کالاها یا خدماتی است که بسیاری مواقع به آن‌ها نیازی نداریم اما به ما القا شده که اگر نداشته باشیم‌شان چه فاجعه‌ای رقم می‌خورد! به قول دیالوگ معروف فیلم باشگاه مشت‌زنی (١٩٩٩): ((ما با پولی که به سختی به دست می‌آوریم، چیزایی را میخریم که بهشون نیاز نداریم تا آدمایی رو تحت تاثیر قرار بدیم که از اونا خوشمون نمیاد!)) با این که پدر و مادری نداشته‌ام که این رقابت‌ها برایشان چندان اهمیتی داشته باشد اما من از هر جا که رد شده‌ام و دیده‌ام رقابتی هست خود را در وسط آن دیده‌ام و از قضا بد هم نتیجه نگرفته‌ام. همین اندکی که هستم در نتیجه‌ی همین رقابت‌های جورواجور بوده است اما این همه بیماری هم!! ایکاش کسی زودتر به ما یاد داده بود که عزت نفس یعنی چه! این که هستیم فارغ از این که چه رنک و رتبه‌ای می‌گیرد اگر بهترین ما باشد و از بودنش لذت می‌بریم عالی است حتی اگر این بهترین جهان، کشور، استان، منطقه، محله، کوچه و یا حتی خانواده نباشد! می‌توانم ده‌ها مثال بزنم از چیزهای اصیلی که در رتبه‌بندی‌های معمول منطقا بهترین هیچ رتبه‌بندی‌ای نیستند اما همه آن را دوست دارند! بدون استثنا این چیزها برای خوش‌آمد یا خوش‌نیامد کسی آفریده نشدند! مهمترین ویژگی این چیزها اصالت است گمشده‌ی همه ما شهروندان جامعه مدرن! فاعلان این فراورده‌ها یک ویژگی مشترک داشته‌اند! خودشان بوده‌اند! بیایید لااقل ما نسلی باشیم که به بچه‌هایمان اطمینان می‌دهیم که بدون هیچ شرطی دوستشان داریم! و به آنها فرصت دهیم به‌جای موفق بودن، شاد باشند! * پی‌نوشت: با آنچه از خودمان سراغ دارم شرط می‌بندم اکثرا به وحید رحیمیان رای می‌دهیم!

در دو یادداشت با عنوانهای فرهنگ رقابت‌محور ما و دست‌پخت‌ نظام‌آموزشی‌ ما به موضوع رقابت پرداخته‌ام.

در این چند یادداشت پیشنهاد خود را برای تربیت کودکان و فرزندپروری داده‌ام:

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!