بایگانی برچسب ها: مارکتینگ
در این بیست دقیقه کوشیدم با استفاده از مدل هفت مرحلهای بوسکرک که آن را در کلمهی مبارزات خلاصه کردم یک ساختار
نخستین شعبه فروشگاه زنجیرهای «افق کوروش» با هدف عرضه محصولات مصرفی با قیمت و کیفیت مناسب با توان بخش خصوصی،
ترند بایا رو وقتی با دیجیکالا هم مقایسه میکنید حاکی از اینکه در ایجاد سر و صدا کموبیش خوب عمل کرده البته باید انتقادات
یک جمله از دوره لیسانس در جان من ثبت شده. نمیدانم در کتاب #کایزن خواندم یا در جایی دیگر اما خوب یادم هست در مثالی در بخش#مدیریت_جامع_کیفیت بود. محتوا این بود که گاهی یک تولیدکننده اتومبیل میلیونها دلار خرج تحقیق و توسعه پروژهای میکند که شتاب مدل جدیدش راچند صدم ثانیه بهبود میبخشد در حالیکه نیاز مشتری یک جای سیگاری چند دلاری است! نتیجهی تحقیقاتی که در آخرین کتاب کاتلر با عنوان مارکتینگنسل چهارم خواندم حاکی از این بود که بیشتر مردم حاضرند برای تجربهی بهتر خرید قیمت بیشتری پرداخت کنند. ما فقط در این سه چهار ماه بیش ازصد برنده ۵۰ میلیون تومانی داشتیم و در این سالها بیش از ۴۰ میلیارد تومان به مشتریان عزیزمان جایزه دادهایم اما هیچ وقت به تعداد چنین پستهایی کهاز رفتار همکاران زحمتکش ما در فروشگاه خرسند شده بودند بازخورد نگرفتهایم. یاد آن جمله معروف افتادم که شما همکارانتان را راضی نگاه دارید آنهامشتریانتان را راضی نگه میدارند. به جز پکیجهای گاه و بیگاهی که مدیران ارشد افق کوروش برای کمک به بهبود زندگی پانزده شانزده هزار همکارتخصیص میدهند از ماه گذشته تصمیم گرفته شده است که پاداشهایی برای کل همکاران تعیین شود که کمی از سختی زندگیشان بکاهد و مقرر استآن را تا پایان سال چند بار دیگر تجدید کنند. حلقهی انرژی مثبتی که از این همکار ما در یکی از شعبات کرج شروع شده است قطعا اولین این موارد نبودهو نیست اما از معدود مواردی است که با بازخورد مشتری عزیز دیگری ادامه پیدا میکند و به دست من و ما به جریان میافتد و قرار است به دست شما بهدست دیگران برسد. فرقی نمیکند از چه کسی میخرید. فرقی هم نمیکند چه برندی را میخرید. اما خیلی فرق میکند اگر بی دلیل به هم لبخند هدیه کنید ومواظب خودمون باشید.
در مارکتینگ هم میگوییم بیش از اینکه واقعیت محصول شما اهمیت داشته باشد ادراک مردم از آن اهمیت دارد چیزی که کاتلر آن را
در این بیست و چند دقیقه حرفهای مهمی در خصوص قیمتگذاری و ترسیم سیستم داینامیک این موضوع چه از منظر
فردا چهارشنبه ۳۰ام مهر ماه ۹۹ دعوت شدهام که در خصوص قیمتگذاری در خردهفروشی صحبت کنم. در نظر دارم با
همهی بازی ها قابل انجام نیست! گاهی یا باید زمینبازی رو عوض کرد یا بازیگر یا قواعدبازی!
شجریان هم درگذشت. جایگاه ایشان نیازی به توضیحی چون منی ندارد. واکنشهای احساسی ما نیز به این اتفاق نه اولین گونهی آن است و نه آخرین آن وبرای کسانی که برای نمونه در موسیقی جایگاهی چون ایشان نداشتند چون مرتضی پاشایی مسبوق به سابقه است. آنچه در این چند خط بدان خواهمپرداخت ضمن پرهیز از این حواشی نگاه به برند شخصی ایشان از منظر مارکتینگ است. بر هیچ آشنا با مارکتینگی پوشیده نیست که مارکتینگ یا همان استیپی معروف یعنی بخشبندی بازار (بخوانید مخاطب)، هدفگذاری و انتخاب بخش یابخشهای مناسب و نهایتا جایگاهیابی که در بسیاری از مواقع به بازجایگاهیابی منجر میشود. اما در همان گام ابتدایی یک دوراهی همیشگی بر سر راههر مارکتری است که برای هر دوی آن پاسخهای موجه و قابل قبولی وجود دارد. در راه اول گفته میشود اگر میخواهی منسلخ از مخاطب کاری کنی، کارینکن! شاید این بخش را بتوان با انتقاد کمتری تمام نمود که طبیعتاً موسیقی سنتی مطلوب اکثریت مردم ما نیست و میتوان ادعا کرد جایگاه شجریان فقط وتنها به دلیل نبوغ و استعداد ویژهی او در این زمینه یا طیف وسیع مخاطبین او نیست کما اینکه میتوان قسم یاد کرد که کثیری از کسانی که در وصف اوپست و استوریهای کپیپیسی متعددی گذاشتهاند ممکن است حتی طاقت نیاورده باشند که پیشدرآمد تِرَکی از ایشان را ولو یکبار به پایان برده باشند و بهآوازی از ایشان و احیانا به روحالارواح آن رسیده باشند. پس نمیتوان این برند شخصی والا را به جامعهای بزرگ مخاطبین هنر و صرفا فن بیبدیل ایشانراجع دانست. در دو راهی دوم تاکید بر اصالت و تفرد بدون سفارشیسازی زیاد برای مخاطب میرود راه برگزیده میشود و مغناطیس آن مخاطب و به اصطلاح روشنترمشتری خود را جذب میکند. به مصداق آن بیت معروف که مطاع کفل و دین بی مشتری نیست هر انتخابی مدافعان و مهاجمان خود را دارد البته درجامعهی سیاستزدهی ما خصوصا، داستان معروف پیرمرد و پسر و خرشان به خوبی مصداق دارد. در همهی حالات متصور از این داستان منتقدانی وجوددارند کسانی که وقتی پدر سوار است بر حقوق کودک تاکید میکنند وقتی بر عکس آن رقم میخورد بر حقوق والدین، وقتی هر دو سوارند بر حقوق حیواناتو وقتی هیچیک سوار نیستند به بیعقل آن دو! شاید ذکر تجربهی انضمامی همین چند هفتهی قبل نویسنده بتواند بهتر منظورش را روشن کند. در عاشورایامسال برای نمونه کسانی بانتینگهای معمول افق کوروش را که به دلیل دشواری جمعآوری آن در معدود فروشگاهی جایگزین نشده بود را و کسانی دیگر ازگروه مقابل بانتینگهای مناسبتی آن را مصادیق عقایدی ضدونقیض از هر دو اردوگاه تلقی میکردند. یا باید به انفعال و بیکنشی را انتخاب میکردیم کهکمخطرترین راه بود اما مغایر با تصویرمان بود یا باید فعالانه راهحلی که اعتماد به نفس ما را تحتالشعاع قرار ندهد بر میگزیدیم با این پیشفرض کهانتخاب هر اقدامی مستعد تحرکی له یا علیه آن است. آنچه نهایتا بدان رسیدهایم انتخاب طرف اصالت و پیگیری تصویر اصیل افق کوروش در برندبوکمانبود فارغ از تلاش برای بیشینهسازی خوشایند مخاطبین. به زعم من یکی از نکات کلیدی که در برند شخصی شجریان سنگینی میکند اصالت ایشان، فارغاز خوشایند یا بدآیند عمر و زید است. اگرچه صداوسیما با آن قلدری ذاتی که انحصار به او میبخشد مانند هر نهاد و واسطهای دیگر با این ویژگیچنانچه در ادبیات بلاکچین نیز مطرح میشود با هر که مخالفت میورزد محبوبترش میکند در این جایگاه او – خصوصا در سالهای بعد از ۸۸ و موضوعربنای شجریان که الحق و الانصاف از نمونههای تکرار نشدنی است اگرچه برای خلق آن تمهیدات چندانی صرف نشده است – نقش داشته است اما جایگاهو شهرت ایشان دلایلی از این هم فراتر دارد که شاید در یک یادداشت شبانگاهی و مناسبتی قابل استقصا نباشد به زعم من شجریان به مصداق آن بیت که: ((صد نکته غیر حسن بباید که تا کسی، مقبول طبع مردم صاحب نظر شود)) از روزی و بخت خوشش، علاوه برنبوغ و استعداد خدادادیش در فن آواز، چندین ویژگی را با هم نصیب برده که این یادداشت ادعای برآفتاب افکندن همهی آنها را به هیچ روی ندارد اما باآنچه اختصارا رفت مهمترین عامل این موفقیت را میتوان اصالت دانست. با این توضیحات نویسنده به سنتزی از توجه تام به مخاطب یا بیتوجهی به اومعتقد است که البته سویهی اصالت صاحب برند و خصوصا برند شخصی در آن وزینتر است. تصویر و تصور و بتبع آن اقدام درست را باید برگزید وهزینهی آن را داد. برند از پس پشت این انتخابهای اصیل و هماهنگ و یکپارچه و غیر فرصتطلبانه است که متبلور و ماندگار خواهد گردید.
امروز (این متن و دیروز نوشته بودم) روز خوبی است. نه فقط به این دلیل که به عدد هشت دوستداشتنی
دستهها
- اندیشه و معنا (29)
- چند رسانه ای (14)
- تصویر (8)
- عکسنوشت ها (8)
- صدا (2)
- ویدئو (5)
- ساخته ها (2)
- سایر (2)
- سخنرانی ها (1)
- تصویر (8)
- دانستنی ها (666)
- زندگی و روابط (43)
- خانواده ام (14)
- روانکاوی (26)
- فرزند پروری (13)
- میلادنامه (10)
- فرهنگ و هنر (16)
- بازخورد (10)
- از گفتگویی (9)
- بازخورد به یادداشتی (1)
- فیلم و سریال (6)
- بازخورد (10)
- کسب و کار (29)
- کسب و کار و جامعه (43)
آخرین یادداشت ها
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه