۴۴ سالگی را با حال عجیبی آغاز می‌کنم. دیروز حتی سرنیفتادم تا مانند حداقل این بیست و چند سال اخیر

آیین می‌گوید: «می‌دانی کار با اره‌برقی کی سخت می‌شود!؟» قبل از اینکه من زمانی پیدا کنم که پاسخ بدهم با تبسم

خیلی گشتم که عکسی پیدا کنم که منعکس‌کننده‌ی بیشترین حال تو در آخرین سال تک رقمی زنگیت باشد. تقریبا یک

آیین می‌گه «ترجیح میدم گل‌به‌خودی بزنم!» این شاید یک عبارت کوتاه از سر احساس تلقی بشه اما در خودش این

دیشب بعد از چند صحنه بمباران در فیلم زودپز در سینما آزادی، آیین آرام مرا صدا کرد و گفت: «چه کشیدید شما!!؟»

چند روز پیش یا چند هفته پیش بود که به مامان زنگ زدم و گفتم شما چه کردید که دل من به امام

پریشب آمین، آیین رو برای آب آوردن براش بیدار کرده و داداشی این ماموریت را علی رغم خواب سنگین معمولی که داره با

امروز که داشتم برای دوستان می‌گفتم که مگر بچه‌ها چقدر با ما هستند! ۱۸-۱۹ سال! همزمان بخش ملامتگر و محاسبه‌گر

اکثر کارآفرینانی که می‌شناسیم حداقل یکی دو نسل قبلشون همین کاره بوده‌اند! اما این نظریه خیلی پذیرفته شده است که

اکثر کارآفرینانی که می‌شناسیم حداقل یکی دو نسل قبلشون همین کاره بوده‌اند! اما این نظریه خیلی پذیرفته شده است که

آخرین یادداشت ها