‏وقتی معلوم می‌شود که خدای ما از همان آدم‌هایی متنفر است که ما متنفریم پس ما خدای خود را به

برای کنترل هر کس دو ابزار کافی است: «ترس و احساس گناه!» چیزهایی که فقط در اختیار خداوند و فرزندان ماست! و این احساس گناه مرا آخر می کشد!

مستغنی از هر استدلالی با یک درون‌نگری ساده، ‫وجود‬ هوشمندی را درک می‌کنیم که با به‌کارگیری اختیار میلیاردها ‫موجود‬ مختار، اجبارا برای فردبه‌فرد ما

آیین حتی زمانهایی که به هر دلیل نظرم را نمی پسندد و دلگیر می شود و اشک از چشمان درشتش جاری

کنترلگر نبودن کار دشواری است! احترام گذاشتن به اختیار دیگران! خدا باشی و تحمل کنی مردم با اختیاری که خودت

امنیت، شاید اصیل ترین نیاز انسان است! انسان خیلی زود، شاید همان زمانی که از تک سلولی به یک موجود

خدا سینه به سینه ام ایستاده است! انگار دنیا Mute شده است! فقط نفس نفس های سی و چندساله ام

آخرین یادداشت ها