خیلی گشتم که عکسی پیدا کنم که منعکس‌کننده‌ی بیشترین حال تو در آخرین سال تک رقمی زنگیت باشد. تقریبا یک

تولدت مبارک مامان خانم! دوست دارم. سایه‌ات بر سر من و ما مستدام! ایکاش بالاخره از مادر بودن مرخصی می‌گرفتی

این سه مهمان جدید خانه‌ی ما! سه جوجه فنچ در سه رنگ مختلف! البته یک جوجه که چند روز است پرواز می‌کند

آسیب شناسی مفهومی که حال خوب را از جامعه ما ستانده است. هر پیامی که در تبریک روزمادر دریافت می‌کنم،

دیشب که مثل ابر باران می گریستی یاد شش سالگی ام افتادم. در آن روز سخت که قرار بود بعد

تولد مادران با تاریخ تولد اولین فرزندشان تعیین می شود! الان به خوب یا بدش کاری ندارم! اما مادرها تاریخ

شبیه یک امتحان ریاضی در یک شنبه بارانی، بالاخره آن واقعه خواهد رسید! معنای دلبستگی تا قبل از پدر یا

گویا تدبیری حکیمانه، از دشواری تجربه جدایی ما از مادر مان آگاه بوده که آن را این سان تدریجی، تقدیر کرده است.

همه موجودات روزی به دنیا می أیند و روزی از أن می روند! اما از میان همه شان، فقط إنسان

از ((هیس! دخترها فریاد نمی زنند!)) تا پنجشنبه ای که گذشت، ((شیار ۱۴۳)) دومین فیلم تاثیر گذار داخلی بود که

آخرین یادداشت ها