آیینم! من هم می‌دانم همه آنچه به عنوان آموزش در یک سال تحصیلی در مدرسه فرا می‌گیری را می‌توانی در چند روز یاد بگیری! می‌دانم آینده

ما متوسطان اکثریت حق‌به‌جانبی هستیم که گمان می‌کنیم استثنایی هستیم در حالیکه اقلیت استثنایی کسانیند که بدون هیچ شرمی باور

رابطه ⁧‫روح‬⁩ و ⁧‫ایگو‬⁩ بسیار عجیبه! ‏چه بسیار موفقیت‌هایی که آدم را افسرده و پوچ می‌کند و چه بسیار شکست‌هایی که او را شاداب

گاهی یک جمله در یک کتاب چنان یقه‌ام را می‌گیرد که می‌بندمش و چند روز با اون جمله زندگی‌ می‌کنم.

میگن وقتی ناخودآگاه می‌خواهد اضطراب تو را کاهش بدهد تو را با نهایت ترست مواجه می‌کند! آیینم دیشب تلخترین و سهمگین‌ترین کابوس تمام زندگیم

در این گفته نه خشمی وجود دارد و نه ادعایی و نه مخاطب خاصی! ‏کهن الگوی ⁧‫فاحشه‬⁩ یعنی به دلیلی هرچند

انیمیشن لوکا (۲۰۲۱) را یکی دو هفته پیش با آیین دیدیدم. پیشنهاد خود او بود. داستان مانند اکثر فیلم‌ها و سریال‌ها مربوط

مرد آزاد ‏Free Guy ( ۲۰۲۱) را به لطف علاقمندی آیین به یکی از سکانس‌های آن در این چند روز سه چهار

دیالوگی در فیلم بیوگرافی بازی مالی (۲۰۱۷) است – مالی اسم قهرمان زن داستان است- که هم متناسب با این روزهای المپیکی

با یکی از شرکتهای اقماری یکی از اپراتورها از دو ماه پیش یه پروژه‌ی افیلیشن رو شروع کردیم. از ابتدا علی‌رغم تاکیدات من و آگاهی ذهنی طرفین بر اینمفهوم اما جلسات بیشتر به نشان دادن این که عرض و طول افق کوروش چیست و شرکت مادر آن شرکت چیست گذشته! و وقت طرفین حرام شده است وهیچ توفیقی حاصل نشده است! تجربه‌ی من می‌گوید هر وقت مذاکرات آنیموسی (با اغماض بخوانید پدرسالارانه) می‌شود و طرفین به برد خود بی‌اعتنا بهمنافع دیگری می‌پردازند پیشبردی محقق نمی‌شود. در میان مدت هیچ رابطه‌ی جز رابطه‌ی آنیمایی (بخوانید مادرانه) که منافع همه را در نظر می‌گیرد ادامهنخواهد یافت. داستان فردوسی‌پور با مدیر شبکه سه از همین جنس است. جذابیت برند فردوسی‌پور حتی برای غیرفوتبالی‌ها خیلی روشن است تا آنجا که با انتشار خبرگزارش فوتبال فردا اینستاگرام فارسی فدراسیون فوتبال آسیا یک روزه صد هزار فالوور جدید می‌گیرد. اینکه استفاده از این پتانسیل می‌توانست برایتلویزیون ایران چه به ارمغان بیاورد و اینکه کدام نوع نگاه این فرصت را از میان برد مطمح نظر من در این یادداشت است. روزانه نمونه‌های متعددی می‌بینمکه این نگاه پدرسالارانه منافع متعددی را به بهای چند دقیقه دلخنکی از یک تسویه حساب شخصی و کودکانه به آتش می‌کشد. به نظر من اقتضای حرفه‌ایبودن این است که حب‌و‌بغض ما با اشخاص بر اساس منافع اکثریت تنظیم شود نه احساسات آنی! تصویری که مولوی از امیرالمومنین در داستان عمر بنعبدود دارد ظرافت این موضوع را بر آفتاب می‌افکند.

آخرین یادداشت ها