گاهی یک جمله در یک کتاب چنان یقه‌ام را می‌گیرد که می‌بندمش و چند روز با اون جمله زندگی‌ می‌کنم.

امروز هم روزی بود برای من! مثل هشت سال پیش در بیمارستان پارسیان که برای دیابت بستری شدم و از آن روز به بعد

به باور من، بانکی در روان ما وجود دارد که همواره تعاملات ما با سایرین را به نرخ مصوب خود

(۱) پیرمرد از ۲۲ آذر، مرغ وحشی ذهن مرا به دام انداخته است! همزمان با انقلاب بهمن ۵۷ و تحت

نگران نشوید! حالم خوب است! این یادداشت و این رویداد مربوط به چند سال قبل است و به دلیل تناسب

همیشه این سئوال برای من حل نشده باقی مانده بود که به جز استثنائاتی چون حافظ (۱) و مولوی (۲)،

بهترین مادر/ پدر/ فرزند/همسر/دوست/ همسایه/ کارمند/رییس/دانش آموز/دانشجو/شهروند و … دنیا است! از تمام آنچه داشته و می توانست داشته باشد

هر جا که هستم (۱) (۳) نقطه پرتاب من به آسمان است! شک ندارم که هیچ کدام از عرضیاتی (۱)

همزمانی دیگر امروز یکی از ارکان اساسی تفکر من شده است! خبر عدم پخش سریال محبوب کلاه قرمزی در عید ۹۳ این سئوال

ادم است دیگر!! گاهی به ستوه میاید! بی خود و بی جهت!! کاش کسی باشد که بچگیهایش را، بهانه گیری

آخرین یادداشت ها