پسر (آمین) شیر را با خنده مستانه‌ روی میز می‌ریزد و در پیش چشم مات و مبهوت من، شبیه بدمن اول

آیین جان! پسرکم! همه‌ی آخرین‌ها به یاد ما نمی‌ماند! خیلی فکر کردم آخرین شبی که خانه‌ی بابا جون – مامان جون به عنوان پسر آنها

سختی نزدیک شدن به میانسالی از دست دادن چیزهاست! سلامتی، توانایی، سرعت و از همه مهمتر عزیزان! با افزایش بی سابقه ‫مهاجرت‬ ماهی

آخرین یادداشت ها