این دو گربه در تصویر (یکیشان رفته پشت حفاظ پنجره و از نزدیک‌تر انتظار می‌کشد) و گربه‌های دیگری که در تصویر نیستند

تا حالا به یه گربه آنقدر نزدیک نبودم و اون با هام آنقدر احساس صمیمیت نکرده که زیر صندلیم با این همه

پیرمرد با کیسه ای دانه به خیل پرندگان در جستجوی روزی، نزدیک شد. بلافاصله گنجشکها پریدند! آنچنان ترس بر آنها غالب شد و دور شدند

یاکریم ها را دوست دارم! أنها نه مثل کبوتر ها سفیدند و نه مثل کلاغ ها سیاه! و نه مثل گنجشک ها مضطرب و بی تابند! گاهی

آخرین یادداشت ها