برون‌ریزی‌های یک نفس خودداف‌پندار

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

هر ویژگی شخصیتی که در انسان از تعادل خارج می شود اگر چه به ظاهر به معنای نفی نقطه مقابل خود است اما خوب که کاویده شود کاملا به معنای حیاتِ نقطه مقابلِ آن ویژگی، در سایه و دور از نگاه است. این تئوری را بارها سنجیده ام و هنوز شواهدی برای نقض آن نیافته ام.

–  بابا همیشه و با تمام قوا تلاش کرده است که احساسات و مهربانی خود را کنترل کند تا مبادا به تعبیر خود با دلبستگی که در اثر این مهربانیِ به ظاهر، تبلور نیافته، جدایی بعدی! دشوار گردد!! اما خوب که او را می کاوی می بینی مهربان ترین آدم روی زمین است! همه تلاش او برای مهربان نبودن و سنگینی ظاهری این کفه ترازو، بر عکس مهربانی زیست نشده را در او تقویت و آنچنان قوت داده است که حتی این سطحِ از مهربانی در دنیای بیرون به صورت مادرانه نیز قابل رویت نیست!


–  همه تلاشهایی که فرزندان برای جدایی روانی از والدینشان می کنند! محکوم به شکست است! کمی غور در زندگی قریب به اتفاق آدمها که اتفاقا تمام تلاش خود را کرده اند که شبیه والدینشان نشود در سر بزنگاه حال آنها را بد می کند! آنها از قضا دقیقا مانند کسی شده اند که نمی خواستند شوند! این قاعده را می توانیم به ویژگیهایی که در دیگران مورد انتقاد قرار می دهیم نیز تعمیم دهیم! ویژگی که در دیگران به تندی به باد انتقاد می گیریم و با فرافکنیِ آن ویژگی از نظر ما مغضوب، می خواهیم خیال خود را برای متصف نبودن به آن راحت کنیم در حالیکه با قوت زیاد و به دلیل مخفی بودن آن، به صورت خطرناک تر در ما در حال زندگی است ولی ما ترجیح می دهیم از آن بی خبر باشیم!(1)


–  زنانی که در گروه بندی تابعین یونگ مانند خانم شینوا بولن، در گروه زنان باکره قرار می گیرند مانند آتناها و آرتیمیس ها و در سطح پایین تر آفرودیت و هستیا (4) اگرچه ظاهرا تمام تلاش خود را برای دوری از گروه زنان آسیب پذیر که شباهت های بسیاری به مادران نسل قبلی دارند مانند دیمتر(5)، هرا و پرسفون(6)(7) مصروف می دارند، اما وقتی خوب می کاوی می بینی به هر اندازه که آنها در مثلا آسیب ناپذیری با مقارنت با هر کدام از این اسطوره ها افراطی رشد می کند (8) دقیقا (9) در طرف دیگر ترازو آن ویژگی زیست نشده را به صورت افراطی پروش داده اند! به آنها که نگاه می کنی حداکثر آسیب پذیری را می توانی به نیکی دریابی.

–  مردان نیز به همین شکل دچار درگیری در زندگی زیست نشده خود به صورت سایه وار می شوند! مثلا وقتی کمی در زندگی مردان متعلق به گروه بندی زئوس (10) عمیق می شوی به نیکی یک زخم عمیق به اندازه زخم بزرگ هفایسوس (11) مانند طردشدگی توسط والدین را می یابی! (12)

مثال‌های متعددی برای اثبات این فرضیه دارم که برای پرهیز از اطاله این یادداشت و به فرض کفایت شواهد ارائه شده از آنها صرف نظر می کنم. اما آنچه در این یادداشت به آن اشاره خواهم کرد مچ گیری از نفس (ایگو) بود که در طول این سه شنبه تا سه شنبه گذشته رخ داد. جمله یکی از اعضای جلسه گروهی به شدت مرا به هم ریخت! یک هفته تقلای روانی نیز مرا به دلیل این به هم ریختگی که بی شک نشاندهنده ضعف و خللی در من بود رهنمون نشد. دیروز که مجددا با دوستان این مساله را کاویدیم ناگهان چراغ این آسیب پذیری روشن شد!
او در بازخورد به من گفت که :((همیشه این سئوال برای من بوده است که همسرش چگونه با او زندگی می کند!!)) دیروز گروهی معتقد بودند که شاید ترس از دست دادن همسر موجب این آشفتگی شده، کسی نیز می گفت شاید اهمیت متکلم موجب شده است و … اما آنچه ناگهان یافتم از این تئوریهای برای من مستحکم تر بود.
ادعای همیشگی من استغنای از تایید (13) است. تحلیل این استغنا بر مبنای تئوری که شرح آن گذشت می توان مثبِت این باشد که دقیقا علی رغم ادعا، تایید طلبی به صورت سایه وار در من به صورت پررنگی وجود دارد. شواهد متعددی برای این تایید طلبی افراطی دارم که در یادداشت های گوناگون به آنها اشاره کرده ام. تلاشهای متعدد در ((بهترین)) بودن در هر فیلد ممکن بارزترین مصداق این گره است. اما آنچه در هفته گذشته به صورت ناخودآگاه تحریک شد و مرا برآشفت، شاید خلل وارد شدن به یک نگاه بود که سالها با خودم حمل کرده بودم: ((آنقدر خوب هستم که همه عالم مرا تایید کند!!!)) این ظن را بگذارید کنار این موضوع که کسی که شاید در لیست چند صد هزار نفری جز نفرات آخر هم قرار نمی گرفت (14) به سادگی تایید طلبی افراطی مرا واژگون کرده بود!

نفس محترم! از این خودداف پنداری! دست بکش والا بیش از این برکوس روسوایی ات را خواهم کوبید!!

هجدهم تیرماه ۹۳
————————–
پی نوشت:
(1) به قول خانم دبی فورد در کتاب جوجه اردک زشت درون
(2) دختران بابایی که تمام زندگی خود را برای کسب تایید شریک مذکر: پدر، رییس، شوهر و … کرده اند و جامعه پدرسالار آن را با ویژگیهایی شبیه مردان می ستاید
(3) زنان ضد مردی که همه زندگی خود را صرف رقابت با مردان نموده اند
(4) برای توضیح بیشتر مراجعه کنید به کتاب نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان خانم شینوا بولن – ترجمه خانم آذر یوسفی
(5) مادرانی که تمامی دارایی خود را قربانی فرزند و زندگی خود کرده اند
(5-1) همسرانی که تمام معنای زندگی خود را در شوهران خود می یابند
(6) دخترانی که بدون پشتیبانی یک مادر در سطح دیمیتر یا یک مرد در سطح زئوس امکان زندگی ندارند
(7) تمام تلاشم را کردم که ضمن اختصار در توضیح بارزترین ویژگی هر یک از نمادهای اسطوره ای از سوگیری و جانب داری از بعضی به نفع دیگری پرهیز کنم و امیدوارم موفق شده باشم. به طور خلاصه هیچ کدام از این شخصیت های کوچکترین برتری بر دیگری ندارند و زن (انسان کامل) کسی که بتواند در اقتضای زمان از نیمه روشن هر کدام از این ویژگی ها بهره بگیرد و از کامل سپاری خود به هر کدام از این خدابانوان پرهیز کند!
(8) البته برای این کار کوچکترین نیازی به شناخت آنها ندارند!
(9) به قول آقای رابرت جانسون در کتاب سایه ات را ملک شو
(10) نماد مردانی که ما آنها رییس می خوانیم! آنهایی که فلسفه زندگی آنها قدرت است! توضیح بیشتر باعث سوگیری خواهد شد!
(11) زئوس به عنوان ایزد ایزدان المپ به ظاهر یکی از خلل ناپذیرترین طبقه بندی شخصیتی مردان است. در اسطوره ها ((هرا)) همسر زئوس برای مقابله و تلافی بی نیازی که زئوس در آفریدن ((آتنا)) بدون نیاز به مادر نمود دست به آفرینش ((هفایسوس)) زد که در این کار موفق نبود!! و متولد این مقابله به عنوان تنها ایزد دارای مشکل جسمانی قلمداد می شود و توسط والدین طرد شد و برای نابودن کردن آن از کوه المپ به پایین افکنده شد.
(12) کاملا این سایه واری هفایسوس و زئوس را در رویایی دیدم که در یادداشت ((سلف عزیز پیام دریافت شد!)) شرح آن رفت.
(13) در این خصوص به تواتر نوشته ام و شاید بارزترین آن یادداشت امنیت طلبی است که در بهمن ۹۲ منتشر شد.
(14) زبان بُرّنده من همیشه در خدمت تحقیر کسانی که تاییدم نکرده اند درآمده است و دیروز با تمام وجود از همه این تحقیرهایی که کرده ام و خدای نکرده باز خواهم کرد از خداوند استغفار طلبیدم.

کلمات کلیدی