شجاعتنشانان

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

به احترام شجاعت کسانی باید بر پای ایستاد!
بی تردید #علی_قانع و #شهرام_محمدی از تبار این شجاعان هستند! یکی برای نجات پیرزنی، خفگی را به جان می خرد و آن یکی به دل آتش رکتور می زند تا شیر هگزان را ببندد تا جان دهها همکار خود را نجات دهد. وقتی شجاعت آنها را به خاطر می آورم، کلمات از خاطرم می گریزند!
لحظه ای خود را در موقعیت آن دو فرض می کنم،
می اندیشم که وقتی به طور غریزی پاها تو را از زدن به آتش و دود بر حذر می دارند و حتی از تو تبعیت نمی کنند،
وقتی آینده سر و همسر و فرزند لحظه ای گریبانت را رها نمی کنند،
وقتی آرزوهای دور و درازت زنجیری می شود به دور پای دلت،
فقط لحظه ای فرصت داری تصمیمی بزرگ بگیری! این که جان شیرین، ارزش مبادله و معامله با چه چیزهایی را دارد؟
تصمیمی که اگر هم نگیری نه تنهاکسی ملامت نمی کند! بلکه قریب به اتفاق ما متوسطانِ عافیت طلب، از این که کسی نتوانسته ناتوانیمان در این بزنگاهها را به رخمان بکشد و ما را به فرو رفتن به فکری که سالها از آن گریخته ایم وادار کند، بسی خرسند خواهیم شد. شکر خدا که بر اینگونه شهادت طلبی ها و ایثارگریها شائبه پاداش های مادی چندانی متصور نیست که با آن وجدان ناآراممان را آرام کنیم.
چه به ساحت قدسی و روی دیگر چیزها اعتقاد داشته باشیم چه به آن بی باور باشیم و یا از آن بی خبر! اما احتمالا با هم، هم دلیم که ما به طرز غیر قابل توضیحی، خردی برتر را درک می کنیم که گویی ترس هایمان را یکی یکی شناسایی می کند و ما در زمان مناسب و به طرز مناسب با آن ها مواجه می کند!
در این مواجهه ها، یا پیروزمندانه از آنها عبور می کنیم و کار دنیا با ما و یا شاید کار ما با دنیا! تمام می شود یا آنقدر از مواجه با آنها اجتناب می کنیم و اجتناب می کنیم که یا از ما ناامید می شوند یا بالاخره این زندان ارواح -بدن هایمان- فرسوده و نابود می شود و دیگر مجالی برای این مواجهه اختیاری باقی نمی گذارد و نوبت به جایی دیگر حوالت می شود …
چه قدر به حسن عاقبت این شجاعان غبطه می خورم ولی
((چون حسن عاقبت، نه به رندی و زاهدی است،
آن به که کار خود به عنایت رها کنم! …))

کلمات کلیدی