mute

سکوت، شبیه‌ترین چیز به خداوند

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 6 رای
Loading...

در یک تقسیم بندی متعارف با قدمتی بیش از دویست سال، چیزها به دو گروه واقعیتها (Phenomenon) و حقایق (Noumenon) تقسیم می شوند. گروه اول را می توان با عنوان ((چیزها آن گونه که ظاهر می شوند یا نمودها)) و گروه دوم را با عنوان ((چیزها آن گونه که هستند یا بودها)) تعریف نمود. اگر بخواهم از توضیحات فنی پرهیز کنم تا مخاطب را در همین ابتدای نوشته از دست ندهم به زبان آدمیزاد ما برای بعضی از چیزها توضیحی داریم، مثل اینکه آب در شرایط مشخصی در صد درجه سانیتگراد به جوش می آید و برای بعضی چیزها نمی توان به سادگی صورتبندی منطقی و قابل قبول و قابل فهم برای سایرین ارائه کرد، اگرچه در این چیزیهای غیرقابل توضیح، کنشگر با تمام وجود آن را شهود و درک می کند. مثل اینکه من در روز هشتم تیر ماه به دنیا آمده ام، مثلا واحد خانه ام هشت است، پلاک آن به هشت ختم می شود، نام ساختمان ما با هشت نسبت وثیق دارد و هزاران چیز دیگر که همه بعد از سی و اندی سال مرا به این رهنمون می کند که این همه #هشت در زندگی من تصادفی نیست، اما برای آن توضیح منطقی نمی توانم ارائه نمایم!
استیلای بی چون و چرا علم و تکنولوژی در دنیای کنونی و حیرت ما آدمیان در مقابل این پدیده ها، کم کم این شائبه را در ما تقویت کرده است که گروه اول با توجه به قابل لمس و توضیح بودن بر گروه دوم که بخش بزرگتر و بی شک مهمتری از مقولات را در بر می گیرد، ارزش بیشتری دارند. کار گاهی تا آنجا بالا گرفته است که تلاش شده است گروه دوم را که انصافا نمی توان از کنار تعداد و اهمیت آنها به سادگی گذشت را با برچسبهایی مانند غیرعلم و خرافات و … به حاشیه راند. سکوت در برابر گروه دوم شاید مسکنی بر درد عقل جاه طلبی که ((عرصه سیمرغ نه جولانگاه اوست)) تلقی نمود اما این تغافل و یا شاید تجاهل بار ما را بار نمی کند. در میان همان پیشنهاد دهندگان این شبه تجاهل، هستند کسانی که دیده خود را بر خیل کثیر به اصطلاح حقایق فرو نبسته اند و با بر ساختن مفاهیمی در توضیح این موارد به قدر طاقت بشری خود کوشیده اند. بی شک از مهمترین این مفاهیم ((همزمانی)) و ((رویاها)) است که توسط یونگ و دیگران پیشنهاد شده است. در این مفهوم، فاعلی (در این تئوری ناخودآگاه) برای رساندن مفهوم یا آگاهی به مفعولی (خودآگاه، من، روح) به صورت محیرالعقول و غیرقابل توضیحی، جهان و آفاق رادستکاری می کند. مثالهای متعددی برای توضیح این مفهوم قابل ارائه است که برای نمونه می توان به مواردی مانند: ((درافتادن قضاوت کننده به آنچه در خصوص دیگران قضاوت کرده است)) یا ((مواجهه با ترسها در سر بزنگاه)) . دهها و بلکه صدها نمونه دیگر است که هرکس بر اثر تجربه زیسته خود آنها در روان خود به ودیعت دارد و با اشاره ای گویی در اطاق تنگ و تاریک روان خود با فیلی عظیم الجثه که از فرط بزرگی از حضور او غافل بوده است مواجه می شود.
500 سال قبل از کانت، مولوی به خوبی بر این تقسیم بندی متفطن شده و نوع دوم آن را در سه بیت ذیل به خوبی روشن نموده است که:
کاشکی هستی زبانی داشتی
تا ز هستان پرده‌ها برداشتی
هر چه گویی ای دم هستی از آن
پرده دیگر برو بستی بدان
آفت ادراک آن قالست و حال
خون به خون شستن محالست و محال

در همه آنچه رفت با آن طول و تفضیل برای آن بود که بگویم برای هر کس پیش می آید که از در میان گذاشتن آنچه تجربه می کند با دیگران عاجز می شود، به سان کسی که از آتش سوزی مهلکی جان به در برده است. او حافظانه هم از آتش بگوید (علم الیقین)، از سوختگی آن، از حرارت آن و از مولفه ها و جزییات آن فایده ای ندارد! تا دست مخاطب را نگیرد و با یکدیگر در آتش نروند حق درک انضمامی این احساس به خوبی ادا نمی شود. (عین الیقین) و مرتبه ای بالاتر از این متصور است، به سان ابراهیم که وقتی این سطح از یقین (حق الیقین) را مطالبه می کند به عنوان بخشی از کائنات، پرندگان مرده را فراخواند و آنها را احیا کرد. در این مرحله بنده در باری مستحیل و مندک می شود، اراده ای او اراده خدا می شود!
شرح همنشینی با امام هشتم (ع) در بزرگترین و زیباترین آرامگاه انسان بر روی زمین می تواند به سنگ ها و آیینه ها و کبوتران و … خلاصه شود که در نوع خود قابل تامل و تحسین برانگیز است. می تواند به رها کردن تو به سان براده های آهنی در مغناطیس مرقد او بیانجامد که زهی سعادت و توفیق و در مرتبه ای بالاتر، جایی که دیگر زمان و مکان وجود ندارد به ملاقاتی حقیقی منجر شود. آنچه بر تو می رود را حتی اگر به سان ((گنگ خواب دیده)) از گفتنش عاجز باشی و از آن بدتر ((عالمی تمام کر)) از شنیدنش! چیزی از حقیقت و وجود روی دیگر چیزها نخواهد کاست …

کلمات کلیدی

function setHeight(id){ var height = $(window).height(); height = height - $('header').height() - $('.NE-Social1-section').height()- id; $('.fusion_builder_column_3_5 , .fusion_builder_column_1_5 , .fusion-carousel-holder').height(height); } $(window).ready(function(){ $('.fusion-image-wrapper.fusion-image-size-fixed .fusion-rollover-title a').each(function(i,e){ var link = $(e).html(); $(e).parent().parent().parent().parent().append('
' + link +'
'); }); var comment = $('#respond'); var comments = $('#comments'); var share = $('.fusion-sharing-box.fusion-single-sharing-box.share-box'); $('.fusion-layout-column.fusion_builder_column.fusion_builder_column_3_5.fusion-three-fifth.fusion-column-first.3_5 > .fusion-column-wrapper').append(comment); $('.fusion-layout-column.fusion_builder_column.fusion_builder_column_3_5.fusion-three-fifth.fusion-column-first.3_5 > .fusion-column-wrapper').append(comments); $('.fusion-layout-column.fusion_builder_column.fusion_builder_column_3_5.fusion-three-fifth.fusion-column-first.3_5 > .fusion-column-wrapper').append(share); share.attr('id','share_sec'); setHeight(50); var related = $('#yarpp_widget-4 .yarpp-thumbnails-horizontal'); $('.fusion_builder_column_1_5.fusion-column-last').html(related); }).resize(function(){ setHeight(50); }) $('#print-btn').click(function(){ window.print(); })