بایگانی برچسب ها: محمدرضا شعبانعلی
موقع بستن تعهد و قرارداد حتما آن را مانند روز جنگ مرور کنید نه شب صلح! راهروهای دادگاهها را کسانی بالا و پایین میروند
در جلسه مشترک عادل طالبی با محمدرضا شعبانعلی تعبیر جالبی توسط شعبانعلی به کار برده شده کهبه جان من نشست. او میگفت برخی آدمها بنبست (Dead End) هستند یعنی شما را به چیزی بیشتر ازخود ارجاع نمیدهند. میگویند آخرین مفهوم یا مقاله را میخواهید به سایت یا کانال من مراجعه کنید. تماممزیت آنها داشتند یک آدرس و شماره تلفن یا چیزهایی در همین حد هستند و با در اختیار دیگران قرارندادنشان به زعم خودشان مزیت ایجاد میکنند. در جوین شدن شرکتها و یا تعبیر مطرح افیلیشن خصوصا در میان استارتاپها مفهوم دیگری با عنوان قفل کردن کسبوکارها دیگر به خود (Lockin) وجوددارد. به این معنی که به گونهای کسبوکارت را به آنها وصل کن که جدا شدن از آن برای دیگری مقدورنباشد. میان پرسنل نیز یک تفکر قالب نیز وجود دارد. کارها را به گونهای به خود گره بزن که بدون تو کارهاپیش نرود و این اتصال و ارتباط را روز به روز افزایش بده. این یک استراتژی است اما دنبال کنندهی اینشیوه که اعتمادبهنفس کافی ندارد با این کار اولین چیزی که قربانی میکند آسایش و پیشرفت خود است. او یک روز مرخصی نمیتواند برود و مجبور است دور و برش را از کسانی از خود کوچکتر هستند پرمیکنند و کاری که به او سپرده شده است به دلیل وابستگی تمام به او فقط تکرار میشود و هیچ رشد وتغییری را تجربه نمیکند. نقطه مقابل هم وجود دارد. نمیدانم اصطلاح دستبند طلایی به گوشتان خوردهیا نه! خیلی از کسب و کارها با دادن وام یا تسهیلاتی نیروی خوب خود را زندانی سازمانی میکنند. ایننگاه یا این سطح از اعتماد به نفس در زندگی شخصی و سیاست نیز قابل تعمیم است. رییس جمهوری کهبا هزینه تراشی برای مردم از هر واکنشی میترساندشان (قبلا در یادداشتی با عنوان هزینهبتراش وحمایت جلب کن) معلم یا استادی که شیوهی یافتن بهترین منابع را یاد نمیدهد والدینی که به کودکشانالقا میکنند که با جدا شدن از ما نابود میشوی. همسری که همسرش را برای دریافت مثلا پول به خودوابسته میکند در مقابل همسری که یک کارت مثلا پشتیبان با همان سقفی که خودش دارد را در اختیاردیگری قرار میدهد. شاید بپرسید بعد از این همه مصداق راهکار چیست. مضمون جملهای در پانزده سال مرا مفتون خود کرد. شاید نتوانم دقیق به یادش بیاورم اما مضمون آن این بودکه آسمان ماه را زندانی نمیکند بلکه شرایطی دارد که ماه آن را انتخاب میکند و از آن لذت میبرد. لنگرگاهی باشید تا دیگران در شما گیرنیفتند بلکه ازشما پیش بروند. این نگاه اعتمادبهنفس و نگاهدهندگی و بخشندگی دنیا را نیاز دارد. یک خودشناسی و جهانبینی عمیق.
دهه سوم شغلیام را تجربه میکنم. یکی از خطوط رزومهی من که همیشه به آن افتخار میکنم مصاحبه برای استخراج دانش دهها مدیر در شرف بازنشستگی پتروشیمی است. امروز جملهای از محمدرضاشعبانعلی به نقل از رابینز شنیدیم که آن روزها که پانزده سال از آن میگذرد را تداعی کرد. با متدولوژی استخراج دانشی که آن روزها طراحی کرده بودم در چهار تا شش جلسه میکوشیدم دانش آن عزیزان را استخراج کنم. برای برخی این شش جلسه بسیار کم بود و برای برخی بعد از یکی دو جلسه چیز دیگری باقی نمانده بود. لزوما تجربه سی ساله به معنای خفن و باتجربه بودن نیست چون ممکن است که یکسال را سی بار تکرار کرده باشی و لزوما سه سال کم نیست چون ممکن است هر چند ماهش یک تجربه جدید باشد. قبلا در یادداشت دیگری به بهانه دیدن سریال چرنوبیل مفهومی با عنوان دام تجربه برساختم و تشریح کردم.
برای فرودگاه اسنپ گرفتم. آنقدر عجله داشتم که حتی نوع ماشین رو چک نکردم. زنگ زدم که مطمئن شوم که راننده در
دستهها
- اندیشه و معنا (29)
- چند رسانه ای (14)
- تصویر (8)
- عکسنوشت ها (8)
- صدا (2)
- ویدئو (5)
- ساخته ها (2)
- سایر (2)
- سخنرانی ها (1)
- تصویر (8)
- دانستنی ها (666)
- زندگی و روابط (43)
- خانواده ام (14)
- روانکاوی (26)
- فرزند پروری (13)
- میلادنامه (10)
- فرهنگ و هنر (16)
- بازخورد (10)
- از گفتگویی (9)
- بازخورد به یادداشتی (1)
- فیلم و سریال (6)
- بازخورد (10)
- کسب و کار (29)
- کسب و کار و جامعه (43)
آخرین یادداشت ها
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه