تولید ملی آری، تولید ملی خیر!

544 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

فضیلت این نبود!

تهاجمی یا منفعل بودن؟ مساله این است؟!

*((شركت آلماني هنكل، شركت بهداد شيمي (تاژ) را ١٥٠ ميليون يورو خريد. ٢١ ارديبهشت ٩٥))
*((به دنبال تشدید مشکلات تولید در اولین کارخانه تولید لوزام خانگی کشور، ارج رسماً از هفته گذشته تعطیل تا پایان عمر نشانک ۸۰ ساله ایرانی رقم بخورد. ٢١ خرداد ٩٥))
*((شركت پي اند جي با برند پمپرز دوباره به ايران بازگشت. ٢٤ تير ٩٥ ))
*((فروش آيفون در ايران ممنوع گرديد. ٢٨ تير ٩٥))

سووال تكراري و بي پاسخ اين است:
ما يا بايد تز بازار آزاد و منافع آن كه مي تواند استفاده از كالاهاي روزجهان باشد را بپذيريم يا به آنتي تز بازار كنترل شده كه بر قناعت به داشته هاي وطني استوار شده، تمكين كنيم يا سنتزي ميان اين دو بيابيم. دو سوي اين تصميم از مصاديق أمور جدلي الطرفين اند. به اين معنا كه استدلالها له يا عليه هر دو تئوري هم زورند. كافي است منصفانه و جداي از منافع صنفي خود به عرائض طرفين گوش دهيم تا در دام طرفداري از هيچ سوي درنغلطيم.
طرفداران آزادي بازار مثلاً به تبعات انحصار بازار خودرو كه مشتري را به انتخاب خودروي بي كيفيت و بدون ايمني آنهم با قيمتي ظالمانه مجبور مي كند، مي پردازند. گروه مقابل با اشاره به سياست دامپينگ خارجيها، توضيح مي دهند كه به واسطه برتري نرخ برابري واحد پولي، آنها به راحتي بر رقباي بومي پيروز مي شوند و بعد از ايجاد انحصار، به همان اندازه منفعت جويي مي كنند. مدافعان بازار آزاد معتقدند كه شركتهاي معتبر خارجي با راه اندازي كارخانه در داخل، مهمترين انتقادات مخالفان دائر بر بيكاري را مرتفع خواهند نمود و از طرفي پيامدهايي چون انتقال دانش و تكنولوژي روز و بومي سازي را نيز دربرخواهد داشت، اما منتقدان، اشتغال در بنگاهي كه سطوح مديريتي آن به غير ايرانيان تعلق دارد را نمي پسندند و معتقدند مثل آخرين تكنولوژيهاي خطوط توليدي كه هيچگاه در اختيار خريداران ايراني قرار نمي گيرد، انتقال دانش فريبي بيش نيست …

از جدال بي پايان اين دو گروه كه بسي بيش از اينهاست چو بگذريم، به شواهدي مي رسيم دال بر اينكه سالهاست قريب به اتفاق كشورهاي قدرتمندتر از رقابت با يكديگر و لشكركشي و اشغال كشورهاي ديگر و استثمار منافع آنها به شكل مستقيم دست برداشته اند. (قبلا در این یادداشت با عنوان مارکتینگ، شیوه نوین کشورگشایی این رای را تشریح کردم.) آنها پس از توافق بر سر چگونگي تقسيم جهان ميان خود، با يكديگر متحد شده و شركتهاي بين المللي مشترك المنافع تأسيس كرده و با استفاده از قدرت رسانه اي بلامنازع خود، هويتهاي بزرگنمايي شده برندهاي خود را در اذهان جامعه هدف خود فرو نمودند. آمار و ارقام عجيب و غريب گردش مالي اين غولهاي تجاري كه گاهي از درآمد ناخالص كشورها نيز بيشتر است، نمايانگر ميزان موفقيت اين نوع جديد استثمار است.
از اين سوي، به زعم من مانند بسياري از ميراث هاي فرهنگي كه روزگاري بسيار دور، مِلك طِلق كسي بود اما امروز ديگر به همه ايرانيان تعلق دارد، برندهاي ايراني، خصوصاً آنهايي كه سن و قدمتي دارند نيز فراتر از يك دارايي نامشهود هستند كه به يك يا چند شخصيت حقيقي يا حقوقي تعلق دارند.
اگرچه من نيز معتقدم كه آن توان غيرقابل رقابت كه در تملك غولهاي چندمليتي است بي شك تهديدي بزرگ براي حيات برندهاي محلي ساير كشورهاست اما از همه آنچه كه رفت قصد توجيه مداخله دولت در اين زنجيره (از توليد، توزيع، عرضه و مصرف) را نداشتم. رقيب و رقابت براي همه، هميشه نعمت است و پيروزي در ميداني كه خبري از غير نيست نه لطفي دارد و نه افتخاري. مصرف كننده همچنان داور اصلي است و هيچكس حق ندارد گزينه هاي او را فرو كاهد. به زعم من لازم است توليد كنندگان داخلي يك بار ديگر غيرمتعصبانه با تحليل نقاط قوت و ضعف خود و فرصتها و تهديدهاي بازار فقط برندهايي كه مي تواند بهترين و رقابتي ترين آميخته بازاريابي و ارزش آفريني در سطح بهترينهاي بازار را به مصرف كننده هديه نمايد را حفظ و توسعه دهند و به جاي اصراف سرمايه هاي ملي در مرحله پرهزينه معرفي برندهاي تازه در چرخه عمر برند، توان خود را بر برندهاي شناخته شده و ارزش آفرين تجميع كنند تا با يكي مرد جنگي به جاي صد هزار سياهي لشكر، وارد ميان رقابت شوند. مصرف كننده نهايي، به بزرگنمايي هاي رسانه اي در خصوص برندها و ادعاهاي بي پايه و اساس آنها متفتن و بعد بي اعتنا شود و از دام هويتي كه از برندها مي گيرد برهد و معناي واقعي اصيل بودن را فراتر از برندها دريابد و به استفاده از برندهاي اصيل ايراني كه بعد از آن جرح و إصلاح چيزي از رقباي قلدر خود كم نخواهند داشت با تمام وجود افتخار كند و صد البته در اين روشنگري دولت و رسانه ها و ما مردم نقشي بي بديل خواهيم داشت و منجر به انتخابي آگاهانه خواهد شد، انتخابي كه حتي المقدور علاوه بر منافع خود، ميهن دوستانه، منافع ايران عزيز را نيز ملحوظ كنيم. شايد تكليف ما اين باشد كه با عزمي راسخ و ثروت اميدي كه هيچكس نتواند آن را از ما بستاند تمام توان خود را در ارائه بهترين خود بكار گيريم.

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!