یادداشتها
نکند ما راه را اشتباه آمدهایم؟
(١) پيرمرد از ٢٢ آذر، مرغ وحشي ذهن مرا به دام انداخته است! همزمان با انقلاب بهمن ٥٧ و تحت تأثير ديدار رهبر انقلاب از مذهب مالكي به شيعه مي گرود! در اين سي و أندي به بركت حضور او، نيجريه به يكي از پرجمعيت ترين كشورهاي شيعي جهان مبدل مي شود! ابراهيم زكزاكي را مي گويم! او در اين راه، چهار فرزند خود را از دست داده و بارها زنداني شده است. در اين ١٠-١٢ روز در مقابل بزرگي او به شدت احساس كوچكي مي كنم! و به تك تك آن صدها تني كه جان خود را براي او فدا كردند. باور دارم كه مانند من، همه كساني كم و بيش تعلق مذهبي دارند در برابر اين بزرگي سر تعظيم فرود مي أورند و شرمسار مي شوند … و چقدر زكزاكي ها در اين روزگار نادره اند! و اين سووال در ذهنم متبلور مي شود كه نكند ما راه را ان گونه كه بايد، نيامده ايم!

(٢) ديروز دوره هيجده جلسه اي مطهري شناسي به تقرير سروش_دباغ را به پايان بردم. مطهري، با همه انتقادهاي محتملي كه هميشه مي تواند بر هر انديشمند ديگري وجود داشته باشد، بي شك يكي از بي بديل ترين روحانيون معاصر شيعي است. تقلاها و دغدغه هاي او براي يافتن پاسخ عقلاني و فلسفي به سووالات روز ستودني است. از انتقادات او به مبلغان ديني كه در أهل سنت، بيشتر تحت نفوذ حكومت ها هستند و در شيعه كه تحت تأثير عوام هستند و أنچه او در عبارت مشكل اساسي در ساختار روحانيت خلاصه مي كند تا نگاه ساختارشكنانه او در أن زمينه و در أن زمانه به مسأله حجاب و حضور زنان در سپهر اجتماع إسلامي گرفته تا عدل_الهي و حماسه_حسيني و ده ها موضوع مهم و خرد و كلان روز ديگر. او با تمام وجود و جهاد گونه عمر شريف را با در مطالعه گرفتن هرچه دست او به أنها مي رسيده است و تلاش به پرداختن به مسائل به زعم او مهم مصروف كرده است. او از مولوي و حافظ و ملاصدرا و سهروردي و ابن سينا گرفته تا ماركس و انگلس و هگل و دهها انديشمند ديگر را با وسواسي مثال زدني مي بلعيده است! و چقدر مطهري ها در اين روزگار نادره اند! و اين سووال در ذهنم متبلور مي شود كه نكند ما راه را ان گونه كه بايد، نيامده ايم!

(٣) در راه پيمايي عظيم اربعين جا به جا خودمان را با برادران عراقي خود مقايسه مي كردم. أنچه در از خودگذشتگي و خودگرداني خيل ميزبانان مي ديدم، به گواه أنچه مي ديدم و درك مي كردم بي شك مرهون مقتدي صدر و آیت الله سيستاني بود. تا با پوست و گوشت اين ميزباني را از نزديك لمس نشده باشد درك و وقوف نفوذ و تأثير و تبعيت انها از رهبران خود امري بعيد مي نمايد. در ان حدود يك هفته و فراغت تفكر بيشتري كه يافتم بارها از خود پرسيدم كه اگر اين ميزباني و ميهماني روزگاري و به مصلحتي برعكس شود ما چقدر در اين تبعيت به إصطلاح شيعه خواهيم بود! و چقدر شيعيان در اين روزگار نادره اند! و اين سووال در ذهنم متبلور مي شود كه نكند ما راه را ان گونه كه بايد، نيامده ايم!

(٤) حدود ٨-٩ سال پيش بود كه ترجيح دادم به دليل بار مسؤوليتي كه چهره مذهبي دارد و هراس از تأثير محتمل منفي خلل و قصور خود در مسلماني و اسلام عزيز داشته باشد، ترجيح دادم ريشم را به گونه ديگري إصلاح كنم. با اعتماد به نفس از دست رفته و مقهور شده در فضاي سالهاي گذشته حتي در إظهار نظرها نيز سعي مي كردم با حداقل اصطحكاك به شبهه ها و كامنتها و مطالب منتشر شده بپردازم. اين روزها كه به زكزاكي و مطهري و مقتدي_صدر و دهها تن ديگر مي انديشم، به فرديت و تفرد و حريت و آزادگي و شجاعت انها غبطه مي خورم! وقتي به خاطر مي أورم مثلا زكزاكي يكه و تنها در ميان جمعيتي غيرشيعه با دستور اينكه گروندگان به حسين (ع) در روز عاشورا بروند و خون بدهند! و بدون هيچ بوق و كرنايي بزرگترين خيل شيعيان جهان را به دنبال مي أورد اما ما در اكثريتي شيعي دچار اين چنان قبضي شده ايم، متاثر مي شوم. وقتي ياد مطهري مي افتم كه با آزادگي مثال زدني به موضوعاتي عافيت سوز مي پردازد و هزينه هاي مترتب بر أن را مي پذيرد، خجل تر مي شوم! حداكثر كاري كه در اين سي و أندي سال زندگي خود انجام داده ام مطالعه و تفكر به طاقت بشري خود است، اما اين در مقابل هزينه هايي كه سيد و سرورمان حسين ابن علي در به تعبير عمان ساماني در ساغر مي را به تمامي نوش كردن، انتخاب مي كند! حتي نمي از دريائي نيست. ناخودأگاه به ياد حديثي مي افتم كه معصوم در پاسخ به سووال شيعه اي كه از او مي پرسد چگونه به شما كمك كنيم! مي فرمايد:
((با ورع و خويشتن داري!))
و اين سووال در ذهنم متبلور مي شود كه نكند ما راه را ان گونه كه معصوم فرموده است نيامده ايم!
کلمات کلیدی
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید