آنی بود!

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

انگار صدای همه اطراف و اطرافیان خاموش می شود!
تو می شوی نفر اول یک نقش مهم!
اما بر خلاف همیشه ضربان قلبت تغییر نمی کند!
یک مواجهه تمام عیار وجودی!
خود را رها می کنم!
از نتیجه فارغ می شوم!
در آن ((آن)) از هزار و یک چیز که شاید پیش از این مهم تَر تلقی می کردم منسلخ می‌شوم! مانند کودکی که از روی صندلی بدون هیچ توجهه به تبعات یک پرش پر خطر، خود را در آغوش پدر رها می کند! می‌پرم!!
از این همه اعتماد به نفس، جا می خورم!
و در درونم فرو می رود که اعتماد به نفس، اینجا و اکنون دیگر هیچ دلیل و واسطه ای ندارد، و این اعتماد، اعتماد به کسی است که دیگر از من جدا در آسمان نیست …
به طور حیرت أوری همه چیز رو به راه می شود ولی باز کوچکترین بالا و پایینی را تجربه نمی کنم! حتی اگر رو به راه نمی شد هم توفیری نداشت.
و أنچنان از أین ((آن)) متلذذ می شوم که مانند همیشه ای که حاضرم مدت ها برای حفظ مزه ای مطبوع از هر خوردن و أشامیدنی إمساک کنم، هیچ چیز در من در نمی گیرد …
و أین کلمات حتی همین اکنون نمی تواند ان ((آن)) را ثبت کند و ناگهان سپهری پیش رویم به دکلمه می نشیند:


((آنی بود، در ها وا شده بود.
برگی نه، شاخی نه، باغ فنا پیدا شده بود.
مرغان مکان خاموش،
این خاموش،
آن خاموش.
خاموشی گویا شده بود.
آن پهنه چه بود: با میشی، گرگی همپا شده بود.
نقش صدا کم رنگ،
نقش ندا کم رنگ.
پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، ما بی ما شده بود.
زیبایی تنهاشده بود.
هر رودی، دریا،
هر بودی، بودا شده بود.))

کلمات کلیدی