۴۴ سالگی را با حال عجیبی آغاز می‌کنم. دیروز حتی سرنیفتادم تا مانند حداقل این بیست و چند سال اخیر

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش! خیلی گشتم که عکسی پیدا کنم که منعکس‌کننده‌ی بیشترین حال تو در آخرین

وقتی در بازی روپولی، مافیا و ریسک بور می‌زنیم و تاس می‌ریزیم چیزی که به دست می‌آید فقط نقطه‌ی شروعه

انسان ماندن! روح جنسیت ندارد. جنسیت عوارض جسم است که موقتا بر بدن وارد شده است! از سویی در نر

عمقی که در این دو سه سال از سرگذراندم را تماما مدیون توام مربی! چه روزی‌ای داشتم خصوصا این سه

پریشب آمین، آیین رو برای آب آوردن براش بیدار کرده و داداشی این ماموریت را علی رغم خواب سنگین معمولی

از یک جایی به بعد ما دیگر شبیه قبل از بلوغ بزرگ نمی‌شویم که با کوچک‌شدن پوشاکی متوجه آن شویم

بعضی آدم‌های فراموش‌کار به امانت عادت می‌کنند! اونها طمع می‌کنند که صاحب اصلی امانت، اون رو بهشون ببخشه! انسان از

بابایی سفر قهرمانی رو خیلی زود آغاز کردی! اگرچه به دقیقه نرسید از زمانی که نبودنت را فهمیدم تا وقتی

می‌دانید پسرکانم؟ پدر (یا مادر) شدن مترادف همیشه دغدغه داشتن است! و وقتی با زمان‌ها، مکان‌ها و یا افرادی مواجه

آخرین یادداشت ها