راه تو را می‌خواند! دیشب که مثل ابر باران می گریستی یاد شش سالگی ام افتادم. در آن روز سخت

آیین حتی زمانهایی که به هر دلیل نظرم را نمی پسندد و دلگیر می شود و اشک از چشمان درشتش جاری

#آیین نازنینم! دیروز رای ما به کرسی نشست! اگرچه داوری این #انتخابات بعدها توسط شما ساده تر می شود، اما

چگونه می‌توان یک وال را تربیت کرد؟! حدود ده سال پيش كه بيشتر زمان مطالعه ام صرف مباحث مديريتي مي

پاسخ مختصری به پرسش دوستی در باب چونانی اصیل شدن و دستور جناب جباری برای تفضیل بیشتر در این خصوص

او حال من با آيين (پسر ١٠ ماهه) را مي پرسد. من مثل هر زماني كه اين سووال از من

عشق! جبر یا اختیار!؟ آهنربای ناخودآگاهت کسی را جذب می کند که گمشده ای در درون تو را صدا می

وقتي به قبل و بعد آمدنت مي انديشم، بر من مسجل مي شود كه نعمت بالاي نعمت بسيار است و

مهرماه، هنوز هم برای بسیار از ما بابا و مامان ها، دلهره آور است. شاید به این دلیل که کسی

۳۵ سالگی امروز سی و پنج ساله شدم. سالی که گذشت اگرچه تلخی قندی شدن! را برایم به همراه داشت،

آخرین یادداشت ها