تست جهان بیرون انعکاسی کوچک، ضعیف و همزمان از جهان درون ماست! وقتی گیاهان جوانه می‌زنند، مرغ عشق‌ها بچه می‌کنند!

من عوض شدم ولی تو حسین بچگیمی! من عوض شدم ولی تو حسین بچگیمی!

آیینم! در کنار ده‌ها چیزی که می‌شود از آنها شاکی بود و همیشه هستند، چرا نباید از هزاران چیزی که هست

گوساله اگر می‌دانست که در پس‌پشت سفره کریمانه و رایگان یونجه و آینده گاو شدن چه انتظار او را می‌کشد

آیین و حزن سبز! دیروز که به شکر خدا فرصتی شد که به دنبال آیین بروم و او را غافلگیر

آیین جانم. چقدر خوبه که الان می‌توانم اکثر خواسته‌هات رو محقق کنم. امیدوارم روزی برسه که آنقدر بزرگ شده باشی

پسر (آمین) شیر را با خنده مستانه‌ روی میز می‌ریزد و در پیش چشم مات و مبهوت من، شبیه بدمن اول

مستغنی از هر استدلالی با یک درون‌نگری ساده، ‫وجود‬ هوشمندی را درک می‌کنیم که با به‌کارگیری اختیار میلیاردها ‫موجود‬ مختار،

مواجهه‌ی آیین با مرگ دیگری در اندازه‌ای به زعم ما کوچک دیشب اتفاق افتاد. تلاش‌های مذبوحانه ما برای جلوگیری از حمله

هرکه بی‌روزی است،‌ روزش دیر شد! این دو گربه در تصویر (یکیشان رفته پشت حفاظ پنجره و از نزدیک‌تر انتظار می‌کشد)

آخرین یادداشت ها