ما مثل عناصر چهارگانه و خیلی متکثرتر از آن‌ها با هم خیلی متفاوتیم. این تفاوت‌هاست که زندگی را مقدور و

بعد از کتاب «کد فکری» که به موضوع فرهنگ سازمانی بسیار خوب می‌پردازد این طبقه‌بندی از جرون کرایجنبرینک را بسیار

این تصویر رو فقط گروهی که این سه شباهت رو با من دارند درک می‌کنند. کسانی (کتابخوانانی) که در کتاب

‏کاش آدم با حداقل حاصل جمع حسرت از تجربیات لذت‌بخش نبرده مثل لذت بردن از روز به روز بزرگ شدن

‏دیدید همه از سختی و شرایط شغلشون‌ به گونه‌ای ناراضی هستند البته غلط هم نیست حتی آسان‌ترین کارها هم‌ از

حتما شنیدید یا خوانده‌اید که همزمانی اتفاقات و احساسات باعث پیوندهایی در مغز می‌شود و تدریجا عدم رخداد خود اتفاق

۴۲ سالگی، … امشب وارد ۴۲ سالگی می‌شوم! چقدر زود گذشت! هنوز هم تمایلی ندارم به هیچ تاریخی در گذشته

‏هرچه برای داشتن/شدن/رسیدن به چیزی بیشتر تلاش کنیم به آن سخت‌تر می‌رسیم! ‏اشکال اساسی چیست؟ می‌پذیریم که آن چیز را

هر وقت کوشیدی که دیگران را راضی کنی به‌زودی مایوس خواهی شد! تنظیم چیزها با کسانی مانند خودمان که نمی‌دانند

موقع بستن تعهد و قرارداد حتما آن را مانند روز جنگ مرور کنید نه شب‌ صلح! ‏راهروهای دادگاه‌ها را کسانی

آخرین یادداشت ها