یادداشتها
دانشآموز از علم و معلم برتر است!
روزهايي مثل روز معلم يا احياناً وقتهايي كه نوشتهاي در مخاطبي درميگيرد و مرا مورد لطف قرار ميدهد و در حقم با دست و دلبازي توصيفاتي به كارميبرد كه خود و أحياناً آموزهي خُرد به اشتراك گذارده شده خود را شايسته آن نميدانم با لبخندي خود را تحذير ميدهم كه: ((ميداني كه! اين فقط يكپروجكشن ساده است و ارتباطي با منِ تو ندارد!))
بعد از چند ترم افتخار معلمي در دانشگاه و اندك آشنايي با روانكاوي عمقي به نيكي دريافتهام كه ما آدميان، ناگزير بخشي از ويژگيهاي از خود را خواهنيك، خواه بد كه يا اعتماد به نفس پذيرش آن را نداريم يا نميخواهيم متخلق به آن بودن را بپذيريم، به روي ديگران فرافكني مي كنيم.
اين سئوال متواتر من است كه اگر در تعليم و تعلم، اصالت با معلم و يا حتي علم است پس چرا مخاطبين به يك اندازه تحت تأثير اين دو قرار نميگيرند!؟آنقدر نمونه دارم كه بر اين ادعا پافشاري كنم كه: ((جهان پُر شمس تبريز است، كو شخصي چو مولانا!؟)) آري آن جمله ي نه چندان عجيب و غريبِ آنمعلم، پير يا مراد كه با آن، آتش در نيستان جان شاگرد يا مريدي در مي افكند در هزاران تن ديگر، حتي جرقهاي هم نيافكنده و نخواهد افكند! به قولمولوي: ((آتشي بود در اين خانه، كه كاشانه بسوخت …)) آري با تمام وجود باور دارم كه: ((لو عَلِم الله فيهم خيرا لاسمعهم)). اگر شاگرد، شاگرد باشد وجان او آن آمادگي بايد را داشته باشد، به روايات متعددي كه شنيدهايم: مورچه اي، حادثه ي بي ربطي، كسي كه هيچ شباهتي به معلمِ متعارفِ پسِ پشتِذهن ما ندارد يا همزمانيهاي عجيب و غريبي كه گاهي توضيح آن براي ديگران غيرممكن است، مامور انتقال آنچه بايد به او برسد، خواهد شد. بلي به زعممن در پديده تعليم و تعلم اصالت در وهله اول با شاگرد است.
کلمات کلیدی
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید