داستان موی من!

57 بازدید
به این یادداشت امتیاز دهید

یادداشت‌های مرتبط

فضیلت این نبود!

تهاجمی یا منفعل بودن؟ مساله این است؟!

جهانی را تصور کن که همه درش وسواسی هستند!

امروز بیشتر به دلیل تنبلی مدل مویم رو فرفری کردم! مدلی که بابا معتقد است که به من خیلی می‌آید، سعیده آن را مدل شاگرد شوفر می‌داند و برای من به عنوان نمادی از اولین اعتراض مدنی در دبیرستان ثبت و ضبط شده است. من که معمولا شاگرد زرنگ و حرف گوش‌کن کلاس بودم در پیش‌دانشگاهی این مدل را برای خودم که موهای غیرمجعد داشتم ساخته بودم و چقدر مورد تایید همکلاسی‌ها واقع شدم و ناظم دبیرستان عدل‌پرور که آدم تفلونی به نام سوزنده بود هر روز مرا در ورود به سالن خفت می‌کرد که باید موهایت را کوتاه کنی و به پادرمیانی سایر ناظم‌ها که فلانی شاگرد خوبی است آزاد می‌شدم! قبلا در این مورد و حس‌وحالم نوشتم و بنای تکرار ندارم اما چقدر این چیزها در جان و روح آدم می‌ماند! چقدر برای چیزهای پیش‌پا‌افتاده هم نسلان من تنبیه و آزار شدند و هزینه دادند! و این جمله از آن داستان معروف چراغ‌های قرمز روسپی‌خانه‌ها در خاطرم هست که: «هرچیزی که بی‌دلیل منع و بسته شود با دلیل باز راه‌اندازی می‌شود!»

یادداشت‌های جدید را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مرتبط

میلاد ۴۴ام – ارزشش را داشت؟

کارگاه آموزشی ۶ ساعته مدیریت کمپین از طراحی تا ارزیابی (رایگان)

چهل‌وچهار سالگیت مبارک!