من در ۲۷ سالگی مامان ماندم! اولین باری که توجهم به سن مامان جلب شد همین سن بود. مامان برای

۴۴ سالگی را با حال عجیبی آغاز می‌کنم. دیروز حتی سرنیفتادم تا مانند حداقل این بیست و چند سال اخیر

خیلی گشتم که عکسی پیدا کنم که منعکس‌کننده‌ی بیشترین حال تو در آخرین سال تک رقمی زنگیت باشد. تقریبا یک

عمقی که در این دو سه سال از سرگذراندم را تماما مدیون توام مربی! چه روزی‌ای داشتم خصوصا این سه

خدایا! چگونه نعمت هستی که به من بخشیدی را شکر گذارم! مرا در طول قرن‌ها از صلب‌ها به رحم‌ها حفظ

امسال سال کبیسه است و تقویم میلادی و شمسی دستکم در تولد من اختلاف‌نظر دارند! ترجیحم این بود که سال ۱۹۸۱ هم

ورود به هشت سالگیت مبارک عشقم! و وقتی قراره در بدو ورودت به این سال به ما یادآوری بشه که هیچ چیز

امیر داداشی‌ تولدت مبارک! امروز روز‌ سختی داشتم. از اون‌‌‌ روزها که بعدش دیگه آدم سابق نمیشی! امروز جای یک پدر، پسر جوانش

امشب وارد ۴۲ سالگی می‌شوم! چقدر زود گذشت! هنوز هم تمایلی ندارم به هیچ تاریخی در گذشته برگردم و مسیر

آخرین یادداشت ها