شیشه‌شیر‌های ما!

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

با خانم‌ همسر توافق کرده بودیم که بعد از تولد پنج‌سالگی یا به قول من شروع چهارسالگی، آیین را از #شیشه_شیر بگیریم. آیین هیچگاه پستانک نخورد اما در این چند سال گذشته تقریبا همه‌ی شب‌ها با این دوست صمیمی و محتویات آن یعنی شیر و عسل خوابیده بود. شیر ابتدا شیر خشک بود و بعد تدریجا به شیر پاستوریزه مبدل شد ولی #عسل، همیشه #عسل_طبیعی و مطمئن ساخت دایی حمید بود. این تصمیم را چند روز قبل از تولدش با او در میان گذاشتیم. او از فردای تولدش دو شب با گریه خوابید و شب سوم با من #مذاکره کرد. گفت شیر ‌و عسل را در لیوان می‌خورد. به آشپزخانه که رفتیم از من تقاضا کرد که برای آخرین بار در شیشه بخورد. من که به قدرت #سوگواری آگاه بودم پذیرفتم و بعد از خوردن شیر و عسل در شیشه‌شیر دوست‌داستنیش گفتم که با آن وداع کند. وداع تلخ او در خاطرم خواهد ماند. ما همه مثل آیین شیشه‌ شیرهایی داریم که گمان می‌کنیم جدایی از آنها ما را خواهد کشت و می‌کوشیم از مواجهه با این ترس پرهیز کنیم اما بلوغ در پس پشت این مواجهه‌ها چشم انتظار ماست و ما باید دیر یا زود یا داوطلبانه انتخاب کنیم یا منتظر باشیم که کائنات که هدفی جز رشد یا بلوغ ما ندارد زحمت این جدایی‌ها را بکشد. درد و نتیجه‌ی دومی قابل مقایسه نیست!

پی‌نوشت: این شیشه‌شیر (twistshake) بی‌تردید یکی از بهترینهاست. سر گشاد آن امکان شستشوی بی‌نقص با دست یا ماشین‌ظرفشویی را فراهم‌ می‌آورد و سری آن در برابر هرگونه گازگرفتگی و کشیده‌شدن با دندان به خوبی مقاوم است.

کلمات کلیدی