بلاگ
حساسیت بیشازاندازهی ما به بو! حقیقت یا مارکتینگ!
حتما شنیدید یا خواندهاید که همزمانی اتفاقات و احساسات باعث پیوندهایی در مغز میشود و تدریجا عدم رخداد خود اتفاق احساسات ما را دوباره تحریک میکند!
چیزی شبیه تئوری کلاسیک شرطیشدن!
من اولین بار این را در کتاب کودک کاملمغز خواندم!
به نظر من حس شدید ما به بوها تا حد زیادی شرطی شدن توسط مارکترهای برندهای دیپیاچ بوده است تا اصالت بوهها.
فرق و شدت واکنش ما به بوهای متعدد ما به نظر من بیشتر یک تله و ترفند در خدمت مارکتینگ است تا یک موضوع اصیل و حقیقی!
اگر من و به میرسلیمی نگاه کردن به پراید و پرادو متهم نمیکنید لطفا قبل از انکار دوباره فکر کنید!