بلاگ
۴۴ سالگی ناآرام در بیرون و آرامتر از همیشه در درون
۴۴ سالگی را با حال عجیبی آغاز میکنم. دیروز حتی سرنیفتادم تا مانند حداقل این بیست و چند سال اخیر چیزی در قالب «میلادنامه» بنویسم و به نظرم شلوغ بودن روزم نیز بهانهای انفسی بود برای اجتناب. همیشه به این انتقاد که چرا مولوی هیچ اشاره مستقیمی به حمله مغول در سی و چند هزار بیتش ندارد فکر میکردم تا این روزهایی که پشت سر گذاشتیم! مثل همیشه آنچه درونم رقم میخورد بسیار پررنگتر از بیرون بود. اتفاقات بسیار عجیب بود و هرچه سعی میکنم از همزمانی آن و رازآلود بودنش پرهیز کنم نمیتوانم. ما که قبل از جنگ به دلیل تعطیلی شنبه در مسافرت بودیم تا ساعت ۴ صبح جمعه جز در اخبار چیزی از این هجوم تجربه نکردیم. حتی وقتی برگشتیم و حتی در روز آخر که حملات در اطراف آفاقی ما به اوج خودش رسید هیچ چیز در بیرون جز اخبار نشنیدیم یا آنقدر ضعیف بود که آیین و آمین خوشبختانه آن را حتی در حد صدای پدافند هم تجربه نکردند! این هم قطعا از روزی خوب آنهاست! حتی صبحی که شدت انفجار شیشههای همسایگان و احتمالا ما را لرزاند و همسایهها سراسیمه برای بیدار کردن ما آمدند ما همچنان متوجه نشدیم در حالیکه خواب من به حدی سبک است که آبخواستن پسرکان از اطاق دیگر مرا بیدار میکند و آن وقت، زمانی است که من همیشه در آن بیدارم ولی آن روز خواب ماندم. در بحبوحه جنگ مدام آیه «حتی اذا استیاس الرسل» پیش چشمم میآمد تا شب یازدهم که ورق به طرز عجیبی برگشت. سالهاست دنیای درون در من طوری است که گاهی گمان میکنم دنیای بیرون با همه اهلش بخشی از آن هستند. امیدوارم مانند هر نموداری که نقطه کمینهی مطلق آن آخرین کمیت سختیهایش است و به طرف اوج و فرود برود. روزها و سالهای ماضی که حقیقتا سخت بوده است و شاید ما جز سه مردم جهان باشیم که به دلیل تنندادن به زورگویی قلدارن مستکبر چنین تحت فشار قرار گرفتهایم اگرچه شاید این انتخاب اکثریتمان نباشد. امیدوارم آنچه میبینیم نهایت تلخی و سختی متصور جهان و همان «کما ملئت ظلما و جورا» باشد و از این بدتر گریبان آمدگان و نامدگان را نگیرد. با سه خواسته شمع امسال را خاموش کردم که اولینش آرزوی سلامتی و آرامش برای ایرانیان پیشبینیناپذیر با هر رای و عقیدهی متکثری که دارند و سایر جهانیان و خصوصا مظلومین بود و دو خواسته دیگر که شخصی و خصوصیتر بود.
مانند همیشه از عزیزانی که حضوری، با تماس تلفنی و ارسال پیام میلادم را تبریک گفتند صمیمانه سپاسگزارم و اگر مضیقهی زمانی این فرصت را نمیدهد که بر اساس وظیفه به همهی آنها پاسخ اختصاصی و مستقیم بدهم پوزش میطلبم.
با مهر
نعیم ابراهیمیان
۸ تیر ۱۴۰۴
با تاخیر