دیروز‌ اولین‌ باری بود که مجید افشاری رو میدیدم و امروز شروع پروژه‌ی قرعه‌کشی‌های افق کوروش رو با او کلید

می‌دانی بابایی!؟ بعضی کلمات در فرهنگ ما معنا و مفهوم روشنی با مخالف خود ندارند! مثل «خودخواهی»! بابایی! دوست داشتن

سالهاست کار من همینه! یه‌بار دیگه! تو میتونی! صادقانه این هنوز ده درصد توان بالقوه‌ی تو نیست! . . .

بعد از برخی از فیلم‌ها، ترانه‌ها، جملات، پارگرافها باید مکث کرد. حتی اگر پرخوان یا پربین (اصطلاحی که من برای

آیین امروز دوباره فیلسوف شده بود. از تو قفسه‌ی کتابهای روانکاوی در یک همزمانی جالب کتاب نقشه‌ی راه پیرسون رو

می‌دونی شبیه چیه؟ شبیه این که … . نمی‌دونم یا بهتره بگم نمی‌تونم متمرکز بشم. این سه ساعت قطعا یکی

آیین‌‌ را که مشغول ور رفتن با مداد انسولین من است تحذیر می‌دهم. گویی زبانم مثل خیلی از وقت‌ها از

آیین می‌گه کرونا کی میره!؟ این سوالی که هر شب می‌پرسه! می‌گم چون رعایت نکردیم یکم دیرتر می‌ره! میگه ما

اضطراب من، اعتماد‌به‌نفس تو اگر بتوانم بر ناخودآگاهم که میراث گذشتگانم را در خود دارد چیره شود یادم هست که

اگر به بچه‌هامان به جای توصیه به دکتر و مهندس شدن دو شغل را یاد داد!! یا مسأله‌ای را پیدا

آخرین یادداشت ها