بلاگ
انسان حیوان … است؟
این تصویر لتراست یا همان حرف برگردان مرا برد به ۱۴-۱۵ سالگی، یعنی ۲۸ سال پیش. معلم به مامان میگفت اگر ایشان به جای جدول حل کردن و کارهای حاشیهای فقط روی درس تمرکز کنند به جای شاگرد دوم مدرسه، شاگرد اول خواهند شد! قبلش با دوستان دیگری که خط خوبی داشتیم روزنامه دیواری میساختیم. بعدها من عشق درست کردن مجله شده بودم و وقتی لتراست را تازه کشف کرده بودم با پول توی جیبی نه چندانم، مدام میخریدم و با ساختن تیترها چه شوقی را تجربه میکردم! دوران خوشخطی گویا تحتالشعاع قرار گرفته بود. اولین باری که به بهانه کلاسهای به اصطلاح المپیاد کامپیوتر و زبان بیسیک مقابل مانیتورهای تکرنگ کانون سلمان قرارگرفتم چه وجدی را تجربه میکردم! پرینت گرفتن برای من حتی از کامپیوتر شگفتانگیزتر بود. با ورود به عصر سوشیال مدیا اندک دستی که به قلم داشتم خیلی زود مورد لطف قرار داد. چند روز پیش که از لینکدین ایمیل استفاده از هوشمصنوعی برای تولید محتوا را دیدم لبخندی زدم و پایان عصر تولید محتوای پوستوگوشتی را به خودم نوید دادم.
مثل بسیاری از چیزها مثل خط خوب، هوش زیاد و صورت زیبا، دانش وسیع، محتوای خوب هم هک شده و تنها چیزی که هنوز باقی است فضیلتی است که در پسپشت محتوای مصنوعی هم قابل رویت است! هنوز تصور اینکه هوشمصنوعی بتواند از اخلاق فایدهگرا به اخلاق فضیلتگرا دست پیدا کند دور از دسترس به نظر میرسد خدا رو شکر و این فرق فارغ ما دیگر موجودات است!
جمله معروف در فلسفه که «انسان حیوان … است» این روزها بیش از پیش به چالش کشیده میشود! انسان اگر تا دیروز با تفاوتش با حیوانات سنجیده میشد امروز هوش مصنوعی تمام قد در میدان است!