لطف کسی که به تو هیچ نیازی ندارد کاملا خالصانه است. این پالس‌ها به من میگه راه رو درست اومدم.

جای یه چنتا مسافر قدیمی پیش ما خالی … این بخش ترانه‌ی یه «شب طولانی» علی‌مولایی رو دیشب به جور دیگه

و این هم همراه جدید و سخت‌گیر من. هر افراطی بالاخره یک جایی گردن ما را خواهد گرفت. پریشب می‌خواستم

این عکس قبل از سخنرانی امروز گرفته شده است. در این سخنرانی که به محض دریافت فایل آن به اشتراک

مامان بزرگ هم رفت! هنوز چهلم مامانی رد نشده! مامان بزرگ از جنس آدمهای واقعی بود. همینی که هست. صریح

در مارکتینگ هم می‌گوییم بیش از اینکه واقعیت محصول شما اهمیت داشته باشد ادراک مر‌دم از آن اهمیت دارد چیزی

آیین امروز دوباره فیلسوف شده بود. از تو قفسه‌ی کتابهای روانکاوی در یک همزمانی جالب کتاب نقشه‌ی راه پیرسون رو

می‌دونی شبیه چیه؟ شبیه این که … . نمی‌دونم یا بهتره بگم نمی‌تونم متمرکز بشم. این سه ساعت قطعا یکی

آیین‌‌ را که مشغول ور رفتن با مداد انسولین من است تحذیر می‌دهم. گویی زبانم مثل خیلی از وقت‌ها از

شجریان هم درگذشت. جایگاه ایشان نیازی به توضیحی چون منی ندارد. واکنشهای احساسی ما نیز به این اتفاق نه اولین

آخرین یادداشت ها