یادداشتها
تولید ملی آری! تولیدملی خیر!
دوشنبه بیستم فروردین به نمایندگی از فروشگاه های زنجیره ای فق کوروش دوباره مهمان دانشکده فنی شمسی پور بودم. در این جلسه کوشیدم با استفاده از سه یادداشتی که دو و سه سال پیش با موضوع تولید ملی نوشته بودم به بررسی آرای موافقان و مخالفان این مفهوم بپردازم. در بخش پایانی نیز در حد بضاعت به چند پرسش مهمانان این همایش پاسخ گفتم.
تولید ملی آری! تولید ملی خیر!
نعیم ابراهیمیان
عنوانی که برای این جلسه برگزیدم: ((تولید ملی آری! تولید ملی خیر!)) بود. با انتخاب این عنوان خواستم به استدلال جدلیالطرفین میان موافقان و مخالفان اشاره کنم.
در این جلسه ابتدا با این مقدمه آغاز کردم که کسبوکاری میتواند بر لبه تیز رقابتی باقی بماند که متضمن دو عامل اساسی باشد:
١- معنا: چیزی فراتر از کسب صرف درآمد. مفهومی که به فعالیت ما رنگ و بو می بخشد و آن را از یک تکرار بیپایان به یک فعالیت ارزش محور ابتدای برای خودمان و سپس برای مشتری و مصرف کننده مبدل میکند. برای تفضیل بیشتر این مفهوم به این یادداشت مراجعه فرمایید.
٢- مزیترقابتی: در جلسه گذشته نیز به این مهم پرداخته بودم که ورود به یک کسبوکار از نقاط قوت و نقاط ضعف ما شروع می شود نه فرصتها و تهدیدهای بازار. عاقلانه این است که ما زمانی وارد کسب و کاری شویم که ارزشی که برای مشتری ایجاد میکنیم بهتر از رقبایمان باشد و این برتری به سادگی قابل تقلید و جایگزینی در کوتاه مدت نباشد (مزیت رقابتی پایدار)
بدون این دو عامل ورود به هر کسب و کاری به زودی به پشیمانی منجر خواهد گردید.

سپس با استفاده از مفهوم الگوی مصرف به هستها و بایدهای مترتب بر آن پرداختم (برای تفضیل بیشتر به این یادداشت مراجعه فرمایید.) و بعد از آن به جنگ سرد مارکتینگ و شیوه نوین کشورگشاییها و سهم عجیب و غریب کشورها و برندها در تصاحب جهان اشاره کردم. به این که شاخص قدرتمندی کشورها دیگر کیلومترهای تحت تصاحب یا بودن پرچمشان در گوشه پرچم کشورهای دیگر نیست، فروش برندهایشان است. آمار و ارقامی که ارائه کردم تعجب بسیاری از حضار را برانگیخت. مثلا 10 ثروتمند جهان که به طور متوسط به اندازه نیم میلیارد نفر دیگر ثروت دارند یا درآمد بزرگترین شرکت جهان (والمارت) که از تولید ناخالص ایران به عنوان بیست و ششمین کشور جهان بیشتر است (برای تفضیل بیشتر به این یادداشت مراجعه فرمایید.) و در بخش پایانی به توضیح آرای له یا علیه تولید ملی که سه سال قبل به بهانه فروش تاژ به هنکل نوشته بودم ( این یادداشت) پرداختم و توضیح دهم که باید تکالیف سه گروه ذینفع یعنی دولت، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را از هم تفکیک کرد. دوباره گفتم که توليد كنندگان داخلي يك بار ديگر غيرمتعصبانه با تحليل نقاط قوت و ضعف خود و فرصتها و تهديدهاي بازار فقط برندهايي كه مي تواند بهترين و رقابتي ترين آميخته بازاريابي و ارزش آفريني در سطح بهترينهاي بازار را به مصرف كننده هديه نمايد را حفظ و توسعه دهند و به جاي اصراف سرمايه هاي ملي در مرحله پرهزينه معرفي برندهاي تازه در چرخه عمر برند، توان خود را بر برندهاي شناخته شده و ارزش آفرين تجميع كنند تا با يكي مرد جنگي به جاي صد هزار سياهي لشكر، وارد ميان رقابت شوند. مصرف كننده نهايي، به بزرگنمايي هاي رسانه اي در خصوص برندها و ادعاهاي بي پايه و اساس آنها متفتن و بعد بي اعتنا شود و از دام هويتي كه از برندها مي گيرد برهد و معناي واقعي اصيل بودن را فراتر از برندها دريابد و به استفاده از برندهاي اصيل ايراني كه بعد از آن جرح و اصلاح چيزي از رقباي قلدر جارجی خود كم نخواهند داشت با تمام وجود افتخار كند و صد البته در اين روشنگري دولت و رسانه ها و ما مردم نقشي بي بديل خواهيم داشت و منجر به انتخابي آگاهانه خواهد شد، انتخابي كه حتي المقدور علاوه بر منافع خود، ميهن دوستانه، منافع ايران عزيز را نيز ملحوظ كنيم. شايد تكليف ما اين باشد كه با عزمي راسخ و ثروت اميدي كه هيچكس نتواند آن را از ما بستاند تمام توان خود را در ارائه بهترين خود بكار گيريم.
نعیم ابراهیمیان
کلمات کلیدی
یادداشتهای جدید را از دست ندهید
نظر بدهید