روانکاوی
این سرنوشت تلخ و دردناکی است! ما خیلی زود شبیه منفورترین مدیری که هیچ وقت فکر نمیکردیم شبیه آن میشویم،
میدونی بابایی؟ زخم برای من بعد از کتاب «مردِ مرد» رابرت بلای و سهیلرضایی مفهوم دیگهای داره. برای من در
به سختی خودم را برای دیدن پایان شگفتانگیز شلاق (٢٠١۴) نگهداشتم. صحنههایی را مغلوب خستگی دوستداشتنی از مصاف دوازده سیزده
بعد از برخی از فیلمها، ترانهها، جملات، پارگرافها باید مکث کرد. حتی اگر پرخوان یا پربین (اصطلاحی که من برای
تا حالا به یه گربه آنقدر نزدیک نبودم و اون با هام آنقدر احساس صمیمیت نکرده که زیر صندلیم با
آیین امروز دوباره فیلسوف شده بود. از تو قفسهی کتابهای روانکاوی در یک همزمانی جالب کتاب نقشهی راه پیرسون رو
اضطراب من، اعتمادبهنفس تو اگر بتوانم بر ناخودآگاهم که میراث گذشتگانم را در خود دارد چیره شود یادم هست که
بعد از مدتها از لیست بلندبالای فیلمهای در صف انتظارم نوبت به در جستجوی خوشبختی (٢٠٠۶) رسید. از همزمانی عجیب
آیین میگه قناری رو آزاد کنیم بره! مامان میگه بعضی از پرندها بیرون از قفس نمیتوانند زندگی کنند و زنده
آیین میگفت که شجاع نیست چون از چیزهایی میترسه. من بهش میگفتم فقط بیعقلها هستند که نمیترسند! شجاعت یعنی بترسی
دستهها
- اندیشه و معنا (291)
- چندرسانهای (138)
- تصویر (41)
- عکسنوشت ها (41)
- صدا (23)
- ویدئو (79)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- ساخته ها (18)
- سایر (13)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (18)
- تصویر (41)
- دسته بندی نشده (5)
- زندگی و روابط (347)
- خانواده ام (112)
- روانکاوی (240)
- فرزندپروری (115)
- میلادنامه (35)
- فرهنگ و هنر (117)
- بازخورد (58)
- از گفتگویی (52)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- فیلم و سریال (49)
- موسیقی (11)
- بازخورد (58)
- کسبوکار و جامعه (464)
آخرین یادداشت ها
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه