دین
به خيال اينكه شايد بتوانم ترافيك را جا بگذارم، خيابان فرعي كم رفت و أمدي را انتخاب مي كنم اما
ياكريم ها را دوست دارم! أنها نه مثل كبوتر ها سفيدند و نه مثل كلاغ ها سياه! و نه مثل
بابايي! اين اولين نامه پدر پسر ي من و تو است! ميداني؟ امروز دوباره سرشت سوزناك هستي، روان حساس مرا
خاطره ازلي تداعي مي شود، بيان رخدادي در فرازمان براي موجودي تخته بند زمان و مكان ناممكن مي نمايد، اما
(١) مامانی (مادربزرگ مادری) هر شب از من می خواست که نام دوازده امام (ع) را بگوید و من صحت
(١) وقتي دندان به عصب مي رسد دندان پزشك ابتدا عصب كشي مي كند و بعد هر اقدام ديگه اي.
عجيب است! وقتي از شادي لبريز مي شوم، غم تمام قد مي ايستد و وقتي از زندگي سرشار مي شوم،
انگار صداي همه اطراف و اطرافيان خاموش مي شود! تو مي شوي نفر اول يك نقش مهم! اما بر خلاف
اشکی به پهنای صورت، همزمانی، همزمانی و باز هم همزمانی. آیه اشاره داشت به صحابی فقیر پیامبر (ص) که نتوانسته
دستهها
- اندیشه و معنا (291)
- چندرسانهای (138)
- تصویر (41)
- عکسنوشت ها (41)
- صدا (23)
- ویدئو (79)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- ساخته ها (18)
- سایر (13)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (18)
- تصویر (41)
- دسته بندی نشده (5)
- زندگی و روابط (347)
- خانواده ام (112)
- روانکاوی (240)
- فرزندپروری (115)
- میلادنامه (35)
- فرهنگ و هنر (117)
- بازخورد (58)
- از گفتگویی (52)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- فیلم و سریال (49)
- موسیقی (11)
- بازخورد (58)
- کسبوکار و جامعه (464)
آخرین یادداشت ها
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه
- 0 دیدگاه