برای لذت بردن نه آدابی لازم است! نه یک زمان موعود که قرار است روزی بیاید! نه موعودی که قرار

خدا سینه به سینه ام ایستاده است! انگار دنیا Mute شده است! فقط نفس نفس های سی و چندساله ام

گفتم: بابا یعنی ((با)) من! نه یک بار بلکه دو بار ((با)) من! نه فقط دیروز، نه امروز و حتی

چند وقت پیش سئوال معمول ازداوج کردی؟ رو از یکی از بستگان پرسیدم. یه نگاه تقریبا عاقل اندر سفیه به

برای سعیده، الهه آرتیمیس پوزیدون سفر قهرمانی من و با احترام به یونگ که این روزها مرا رها نمی کند:

آموختم که زندگی سه وضعیت دارد که انسان آنها را با یکدیگر معاوضه می کند! ((بودن))، ((شدن)) و ((داشتن))!! خوب

ادم است ديگر!! گاهي به ستوه ميايد! بي خود و بي جهت!! كاش كسي باشد كه بچگيهايش را، بهانه گيري

عاقلی در عالم وجود ندارد که به فلسفه زندگی اعتقاد نداشته باشد. تفاوت در این است که آنهایی که به

Carpe diem اگزیستانسیالیست می گویند ذهن و عرفا می گویند نفس! این همون موجودیه که حیاتش تو توهم گذشته یا

بامبوی جوان! او یک نهال جوان بامبو بود در یک جنگل کهنسال و قد و بالای او نظر کمتر عابری

آخرین یادداشت ها